پيدا مىكند عمق و نفوذ عهد مزبور روشنتر مىگردد . پيامبران عظام با اثبات رابطه مستقيم با خداوند دستوراتى را براى مردم ابلاغ مىكنند ، آنان با پذيرفتن وجود رابطهء مزبور مانند اين است كه به طور مستقيم عهد الهى را در بارهء خود مىپذيرند . آياتى در قرآن مجيد عهد الهى را به معناى فوق بيان مىكند از آن جمله : « . . . وَعَهِدْنا إِلى إِبْراهِيمَ وَإِسْماعِيلَ أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ 2 : 125 . . . » ( 1 ) ( ما به ابراهيم و اسماعيل عهد كرديم كه خانهء مرا براى طواف كنندگان تطهير نمايند ) . « وَلَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَه عَزْماً . » 20 : 115 ( 2 ) ( ما پيش از اين به آدم عهد كرديم ، او فراموش كرد و در او عزمى [ تصميم قطعى با عمل به تصميم ] نيافتيم ) . « أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا اَلشَّيْطانَ إِنَّه لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ وَأَنِ اُعْبُدُونِي هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ . » 36 : 60 - 61 ( 3 ) ( اى فرزندان آدم مگر من با شما عهد نكردم كه شيطان را نپرستيد [ او را اطاعت نكنيد ] او براى شما دشمن آشكارى است ؟ و به من عبادت كنيد اين است راه راست ) . جلال الدين مىگويد : ما صدها بار هزاران بار عهد او را مىشكنيم . نقض و شكستن عهد خداوندى به جهت دو نوع بودن عهد دو قسمت مىشود : قسمت اول - نقض عهد اول : اين شكستن همان عهد است كه در نهاد انسانها درك شده است و ما در بالا به طور اختصار توضيح داديم . قسمت دوم - نقض عهدهاى ثانوى است . اين قسمت در مواردى است كه سوگند
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 751
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٧٥١
هامش
( 1 ) سوره البقرة ، آيه 125 . .
( 2 ) سوره طه ، آيه 115 . .
( 3 ) سوره يس ، آيه 60 و 61 . .