تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 750

مساهمون:

ص٧٥٠
( ( 2495 ) ) عهد ما بشكست صد بار و هزار عهد تو چون كوه ثابت برقرار

عهد شكنى ما و ثبات عهد خداوندى

مسلم است كه مقصود از تعهد ميان خدا و بندگانش آن تعهد معمولى نيست كه داراى تعريف و لوازم حقوقى يا اخلاقى مخصوصى مىباشد ، بلكه تعهد التزامى است ميان دو نفر در بارهء موضوعى ( به معناى عمومى آن . ) اين التزام منشا بروز حق و تكليف براى دو طرف تعهد مىباشد ، در صورتى كه تعهد خداوندى با بندگانش نه تكليفى براى او تثبيت مىكند و نه انسانى را در مقابل خداوند ذى حق مىسازد . براى توضيح معناى تعهد ميان خدا و بندگانش مىتوان مطالب ذيل را در نظر گرفت : عهد و تعهد خداوندى در زندگانى دنيوى به وسيلهء دو پيك امين مقرر شده است : 1 - عقل و وجدان آدمى . 2 - پيامبران عظام . عقل و وجدان آدمى با روش فطرى سليم مردم را به يك عده اصول و كليات راهنمايى مىكند . اين راهنمايى مخصوصاً هنگامى كه عقل و وجدان به جهت رشد روحى انسان با يكديگر هماهنگى داشته باشند ، تنها مانند علائم مخصوصى كه كيفيت و كميت راه را نشان مىدهد نيست ، بلكه به اضافهء نشان دادن اصول و كليات كه به منزلهء علائم راه مىباشند ، جنبهء تحريكى هم دارند كه مانند نيروى محرك انسان را به بايسته و شايسته تحريك و از زشتىها و ناشايستىها بر حذر مىدارد . احساس اين تحرك كه در فلسفهء كانت از عقل عملى سرچشمه مىگيرد ، ناشى از عهد الهى است كه در نهاد انسانها كاملًا درك مىشود و هر اندازه كه تعقل و فعاليت وجدانى انسانها افزايش