گاهى عظمت حاضر باعث وحشت و دهشت مىگردد ، در اين مورد شخص غائبى را به عنوان رمز مىتوان مطرح نمود
در تفسير بيت فوق بعضى از شارحين به اجمال قناعت كرده ، همين مقدار گفتهاند كه چون مدح شخص حاضر وحشت انگيز است ، لذا موسى را كه غايب است مورد التماس قرار مىدهد . بعضى ديگر مانند : كفافى مىگويد : مقصود از حاضر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله است كه بيمار در حضورش بوده است ، ولى به نظر مىرسد مقصود جلال الدين از حاضر خود خداوند است ، زيرا - ابيات بعدى تا دوازده بيت مناجات است كه خداوند را طرف التماس و نيايش قرار داده است ، ولى اين يك اعتذار سستى است كه عظمت خداى حاضر چون براى ديگران وحشت انگيز است ، لذا حضرت موسى را مورد التماس قرار دادهام ، زيرا - اگر تفسيرى كه ما به كلمهء حاضر بيان كرديم كه مقصود خداوند است درست باشد ، ما همواره در دعاها و نمازها با كلماتى با خدا نيايش مىكنيم كه مفهوم حضورى دارد نه غيابى ، مانند . « إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ . » 1 : 5 ( 1 ) ( تو را مىپرستيم و از تو طلب كمك مىنماييم . )