1 - عامل خود طبيعى .
2 - عامل انسانى فوق .
در امتداد تفسير و نقد و تحليل مثنوى بارها با ( خود طبيعى ) و شئون آن سر و كار داشتهايم ، لذا در اين مبحث بررسى مشروحى در بارهء آن نخواهيم داشت . در اين مبحث اين نكته مورد احتياج ما است كه بدانيم هر اندازه كه ( خود طبيعى ) نيرومندتر و ميدان فعاليتش در درون انسانى وسيعتر باشد شخصيت مطلوب كه بايستى در اجتماعى از انسانها در قلمرو هستى مربوط به يك مبدا و هدف اعلا باشد ، مختل خواهد گشت .
عامل ( خود طبيعى ) چون ايده آلى براى خود نپذيرفته است ، لذا همهء پديده هاى جالب دنيا مىتواند او را از خويشتن بگيرد و در تحت تأثير هر يك از پديده هاى جالب شخصيت مخصوصى براى او بسازد . اين است يكى از دو عامل چند شخصيتى .
اما عامل دوم كه عبارت است از عامل انسان فوق ، انسانهاى فوق به وسيلهء قوائى كه در اختيار دارند مىتوانند مقتضى شخصيت اغلب انسانها را مطابق خواسته هاى خود بسازند تا آن جا كه به قول بعضى از متفكرين غربى = 2 × 2 ها را 5 نموده و نتيجه دادن = 2 × 2 عدد 4 را مربوط به اجازه خودشان نمايند . دو عامل مزبور با وسايل و اشكال گوناگون يكديگر را تكميل و در نابود ساختن حس تثبيت شخصيت در قرن ما تاثير به سزايى داشتهاند .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 754
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٧٥٤