« أَلَمْ تَرَ أَنَّ الله يُسَبِّحُ لَه مَنْ فِي اَلسَّمواتِ وَاَلأَرْضِ 24 : 41 . . . » ( 1 ) ( مگر نمىبينى هر كه در زمين و آسمانها است به خداوند تسبيح مىگويد ) . سؤال تقريرى است كه ثبوت قضيه را بيان مىكند ، يعنى مىبينى كه آن چه كه در آسمانها و زمين است به خداوند تسبيح مىگويد . شايد بدواً چنين به نظر برسد كه دو مضمون فوق با يكديگر تضاد داشته و سازگار نيست ، ولى با كمى دقت روشن مىشود كه در اين مورد تضادى وجود ندارد ، زيرا - مخاطب بايهء فوق پيامبر اكرم است كه به جهت عظمت روحى و اطلاع از هستى و شئون آن به تسبيح و سجدهء موجودات آگاه بوده است و اين آگاهى با تربيت و تأديب روح و افزايش علم نورانى با درجات مختلف براى همهء انسانها امكان پذير است و به ملاك مزبور ( تربيت و تاديب روح احساس تسبيح موجودات براى افراد فراوانى دست مىدهد و آنان كه در ادراكات طبيعى معمولى و خواسته هاى حيوانى خود غوطه وراند ، از شنيدن تسبيح موجودات محروم مىباشند . )
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 693
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٦٩٣
استدلال جلال الدين به شعور و تسبيح خداوندى بايستى مورد دقت كافى قرار بگيرد ، او در مثنوى بارها به اين مطلب استدلال كرده است كه طبيعت فرمان خدا را قبول مىكند و مطابق مشيت او عمل مىكند . مثلًا خدا در قضيهء طوفان حضرت نوح عليه السلام به زمين خطاب مىكند كه اى زمين آبى كه روى تو را فرا گرفته است فرو خور ، اى آسمان تو هم از ريزش آب جلوگيرى كن . . . مسلم است كه انقلاب و تحولات واقعه در طبيعت خواه در صورت قانونى و خواه براى اعجاز مانند صدور اثر طبيعى از يك جسم طبيعى نيست ، زيرا - خداوند جسم نيست ، و همچنين به توسط وسايل مادى هم نيست ، زيرا - او احتياجى به وسيله ندارد ، بلكه او
هامش
( 1 ) سوره نور ، آيه 41 . .