تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 691

مساهمون:

ص٦٩١
سازندگان تاريخ ، حوادث و رويدادها را مىشناسند و از آن جهت كه رويدادها در صدد خود فروشى نيستند ، بلكه واقعيتها را به آنها توضيح مىدهند ، يا به عنوان وسايل امين انتقال واقعيتها به ذهن آنان مىباشند ، لذا اين حوادث اساتيد و آموزندگان بسيار شايسته اى مىباشند ، همچنين اين سازندگان در دوران فرا گيرى با اشخاصى روبه رو مىشوند كه مانند رويدادهاى آموزنده و چون جوى آبى كه مجراى امين براى خود آب است ، واقعيتها را به آن فرا گيرندگان تحويل مىدهند ، بدين ترتيب فرا گيرنده با واقعيت روبه رو مىشود ، نه با شخصى كه مىخواهد حقيقتى مركب از خود و واقعيت يا خالص خود را براى او بفروشد . آرى ، رهبران حقيقى به طور قطع از پيش تازان تصنعى در اذهان بشرى تفكيك مىشوند .
2370 ) ) آب و خاك و باد و نار با شرر بىخبر از ما و از خلق با خبر ( ( 2371 ) ) ما به عكس آن ز غير حق خبير بىخبر از حق با چندين نذير

آيا جاى شرمسارى نيست كه موجودات جامد رو به خدا باشند و انسانها از خدا روىگردان ؟

فلسفه هايى وجود دارد كه مىگويد : تمام اجزاء هستى ذرات زنده اى هستند ؟ مانند فلسفهء موناد ، كه چورد انوبرونو و لايپ نيتز بيان مىكنند . فلسفهء ديگرى وجود دارد كه هيولاى ( مادهء اصلى عالم ) را زنده معرفى مىكند . مكاتب ديگرى وجود دارند كه انسان را خود جهان فرض مىكنند كه ما فوق زنده است . عقل كل هگل هم ضمنا در تفسير هستى عرضه شده است . بعضى ديگر از