تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 632

مساهمون:

ص٦٣٢

اَلْمُحْسِنِينَ . » 37 : 102 - 105 ( 1 ) ( هنگامى كه با فرزندش [ اسماعيل ] به جايگاه سعى رسيد ، گفت : اى فرزندم من در عالم خواب مىبينم تو را ذبح مىكنم ، ببين نظر تو چيست ؟ گفت : اى پدرم آن چه كه به تو دستور داده شده است عمل كن . انشاء الله مرا از گروه برد باران خواهى يافت . هنگامى كه پدر و پسر خود را به خدا تسليم نمودند ، ابراهيم اسماعيل را به رو خوابانيد [ آمادهء كشتن فرزند شد ] به ابراهيم ندا كرده گفتيم : دستورى را كه در رؤيا به تو داديم عمل كردى ، ما بدينسان نيكو كاران را پاداش خواهيم داد ) . « إِذْ قالَ يُوسُفُ لأَبِيه يا أَبَتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَاَلشَّمْسَ وَاَلْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ . قالَ يا بُنَيَّ لا تَقْصُصْ رُؤْياكَ عَلى إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُوا لَكَ كَيْداً إِنَّ اَلشَّيْطانَ لِلإِنْسانِ عَدُوٌّ مُبِينٌ . » 12 : 4 - 5 ( 2 ) ( وقتى كه يوسف به پدرش گفت : اى پدر من در عالم رؤيا ديدم كه يازده ستاره و آفتاب و ماه بر من سجده كردند ، گفت : [ پدر يوسف حضرت يعقوب ] فرزندم رؤياى خود را به برادرانت مگو ، زيرا ، حيله اى به كار مىبرند ، شيطان دشمن آشكار انسان است ) . « وَرَفَعَ أَبَوَيْه عَلَى اَلْعَرْشِ وَخَرُّوا لَه سُجَّداً وَقالَ يا أَبَتِ هذا تَأْوِيلُ رُءْيايَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَها رَبِّي حَقًّا 12 : 100 . . . » ( 3 ) هنگامى كه حضرت يعقوب عليه السلام با خاندانش نزد يوسف عليه السلام آمدند ] يوسف عليه السلام پدرانش را به تخت نشانيد و همگى براى يوسف به سجده افتادند ، يوسف گفت : اى پدر اين است تأويل آن رؤيا كه پيش از اين ديده بودم ، خداى من آن

هامش
( 1 ) سوره الصافات ، آيهء 102 تا 106 . .
( 2 ) سوره يوسف ، آيهء 4 و 5 . .
( 3 ) سوره يوسف ، آيهء 100 . .