تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 631

مساهمون:

ص٦٣١
مسئلهء دوم - كسى كه در اثبات همه كاره و همه چيز بودن غريزهء جنسى و علل و نتايج مستقيم و غير مستقيم آن اين همه پا فشارى مىكند كه همهء شئون بشرى فردى و اجتماعى و تاريخى انسانيت را به يك غريزهء معين مستند بداند ، نبايستى در احساس ابديت هم كه ريشهء تمام مذاهب است ترديد به خود راه بدهد و بگويد : وجود اين احساس را در ديگران انكار نمىكنم ؟ مسئلهء سوم - با آن صراحت قاطعانه كه فرويد در تحليل در روان خويشتن سخن مىراند ، و مىگويد : من چنين احساسى را نيافتم ، مىبايست اين نكته را در نظر بگيرد كه هيچ فردى نمىتواند به طور كامل و صد در صد روان خود را تحليل كند ، زيرا ، يك درون بينى سطحى يا عميق كارى كه مىكند اين است كه خود را از خويشتن تفكيك نموده ، يك قيافهء ( من ) درك كننده و بررسى كننده بوجود بياورد و يك قيافه درك شده و بررسى شده ، ( من ) از آن جهت كه بررسى مىكند غير از آن جهت است كه بررسى مىشود و تبديل به ( او ) مىگردد ، در آثار خود فرويد اين جمله را مىتوان ديد كه مىگويد : « خود هشيارى » ( علم حضورى ) و ( كونسيانس ) مشكلترين يا يكى از مشكلترين پديده هاى روانى ما است ، زيرا ، ما در اين حالت بيش از اندازه به خود نزديك شده‌ايم . پس با ملاحظهء فوق ( با دو قسمت شدن من ) هيچ فردى نمىتواند تمام ( من ) را مورد آناليز و تجزيه قرار بدهد .

خواب و رؤيا از نظر منابع اسلامى

آياتى چند به طور صريح رؤياهاى صادقه را بيان كرده است ، بلكه در داستان ابراهيم عليه السلام دستور اقدام به ذبح فرزندش اسماعيل عليه السلام در رؤيا بوده است . اين آيات به قرار ذيل است : « فَلَمَّا بَلَغَ مَعَه اَلسَّعْيَ قالَ يا بُنَيَّ إِنِّي أَرى فِي اَلْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ ما ذا تَرى ؟ قالَ يا أَبَتِ اِفْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ الله مِنَ اَلصَّابِرِينَ . فَلَمَّا أَسْلَما وَتَلَّه لِلْجَبِينِ . وَنادَيْناه أَنْ يا إِبْراهِيمُ . قَدْ صَدَّقْتَ اَلرُّؤْيا إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي