تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 630

مساهمون:

ص٦٣٠

« منابع مذهب - ناكامى بشر ، دل تنگى از مرگ پدر و ندامتهاى حاصل از قتل ابتدايى به نظر فرويد علل روحى قاطع و تعيين كنندهء مذهب به شمار مىروند . بدين ترتيب او به نظريه اى كه طبق آن مذهب بر اثر يك احساس مذهبى ابتدايى بوده و مستقل از عوامل ناشى از كمپلكس اوديپ است توجه نمىكند ، مع هذا نمىتوان انكار كرد كه بعضى از اشخاص مىگويند : در خود احساسى مىنمايند كه به خوبى توصيف شدنى نيست . اين اشخاص از احساسى سخن مىرانند كه به ابديت متصل است ، از جدايى شكايت مىكند و مىخواهد روزگار وصل خويش را بجويد . اين تصور ذهنى از يك احساس ابدى كه در عرفاى بزرگ و همچنين در تفكر مذهبى هندى منعكس مىشود ، ممكن است ريشه و جوهر احساس مذهبى را كه مذاهب گوناگون جلوه هايى از آن هستند تشكيل دهد . فرويد در اين موضوع ترديد دارد و اقرار مىكند كه با تحليل روانى خود هرگز نتوانسته است اثرى از چنين احساس در خويشتن بيابد ولى فورا و با صداقت كامل اضافه مىكند كه اين امر به او اجازه نمىدهد وجود احساس مورد بحث را در ديگران انكار نمايد . » ( 1 ) ملاحظه مىشود كه فرويد مطلب به اين عظمت و حساسيت را مىخواهد با اين مسئله تصفيه كند كه من با تحليل روانى در خويشتن چنين احساسى را نيافتم . در اين مطلب كه فرويد اظهار مىكند مسائل ذيل را توجه كنيم : مسئلهء اول - چنان كه در بالا گفتيم : فرويد با نظر به وضع روانى خويش است كه قضاوت كلى به همهء افراد بشرى كرده است و اين گونه قضاوت نمىتواند براى ديگران كه مىخواهند روش علمى مبتنى بر آزمايشات همه جانبه داشته باشند ملاك عمل قرار بگيرد .

هامش
( 1 ) انديشه هاى فرويد ، ادگارپش ، ترجمهء توسلى ، ص 89 و 90 . .