تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 609

مساهمون:

ص٦٠٩

نخواهد بود . ( 1 ) به همين جهت است كه هر چه وضع اجتماعى انسانها به ماشين و آلت بودن نزديكتر شود كارهاى صادره بىروحتر و بىمعناتر خواهد بود . خداوندا وضع زندگانى نوع بشرى كى و چگونه سر و سامانى به خود خواهد گرفت ؟ زمانى بر اين بشريت گذشته كه عمل را آن چنان محكوم كرده است كه حتى طبقهء كارگر را جزء انسانها نشمرده است ، موقعى فرا رسيده است كه كار را تا حد پرستش كه خدايان افسانه اى گذشتگان دارا بودند ، رسانيده‌اند . گروهى گمان مىكنند ، اگر در دامنهء كوه ها زندگى كنند و دست به هيچ كارى نزنند به آرمان روحى خود رسيده‌اند . دسته اى مىگويند : اجتماع همان ماشين است كه افرادش بايستى مانند پيچ و مهره هاى جامد ناخود آگاه فقط بجنبند و كار از آنها صادر شود ، نه اين كه آنها شخصيتى داشته باشند كه كارى انجام بدهند با اين حال مىگويند : مالكيت و بردگى رخت از جهان بر بسته است سود جويان قرن معاصر به همان اندازه در مقابل مالكين قرون گذشته در برده گيرى و برده دارى ماهراند كه نويسندگان اعلاميهء جهانى حقوق بشر در مقابل نويسندهء قانون حمورابى ششمين پادشاه بابل . آيا اين زنجير بردگى كه با حلقه هاى صيقلىاش مانند مواد مخدره و باز گذاشتن طرق اشباع غرايز حيوانى ، به دست و پاى وسايل كار ( انسانها ) بسته شده است

هامش
( 1 ) اين مطلب هم ناگفته نماند كه مقصود از برترى نيت به عمل اين نيست كه عمل نمىتواند خوب باشد ، بلكه چنان كه مركب مادى بدن ميدان فعاليت روح بوده و تمام آثار و نتايجى را كه روح مىخواهد در جهان عينى تثبيت كند به وسيلهء همين كالبد مادى خواهد بود ، همچنين آثار و نتايجى را كه روح با نيت پاك منظور كرده است به وسيلهء كار صادر خواهد بود كه جنبهء عينى دارد و به عبارت مختصر مقايسه و ترجيح نيت بر عمل ، درست همان مقايسه و ترجيح روح بر كالبد مادى بدن است . . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 609 | محمد تقي جعفري