تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 608

مساهمون:

ص٦٠٨
نخواهد گشت . يك مثال ساده براى توضيح اين مسئله متذكر مىشويم : كتابى در پيش روى من قرار گرفته است ، شخصى هم در نزد من نشسته است ، من بدون اين كه سخنى بگويم : كتاب را مىاندازم به نزد همان شخص كه پيش من نشسته است . محتملات اين كار را در نظر بگيريم : احتمال اول - كتاب مال همان شخص بوده و من براى مطالعه گرفته بوده‌ام و حالا بر مىگردانم . احتمال دوم - مطلبى را از من سراغ گرفته بود و من مىدانستم كه آن مطلب در آن كتاب است كتاب را در اختيار او گذاشتم . احتمال سوم - انداختن كتاب بمقابل او معلول هيجان و نشاطى بود كه از ديدنش براى من حاصل شده بود . احتمال چهارم - با قصد توهين و تحقير چنين كارى را كردم . احتمال پنجم - كتاب را با اجبار و اكراه از من خواسته بود ، من هم به جهت ناراحتى كه داشتم كتاب را به سوى او انداختم . احتمال ششم - قصد شوخى داشتم . احتمال هفتم - براى آزمايش اين كه آيا جلد كتاب محكم است يا نه ، كتاب را انداختم ، ملاحظه مىشود كه كار صادر شده يك صورت معينى دارد و آن انداختن كتاب به سوى آن شخص است ، اين يك حادثه است كه يك حيوان و يك ماشين هم مىتوانست صورت بدهد ، ارزش و كيفيت انسانى اين كار از نظر فيزيكى به هيچ وجه قابل مشاهدهء عينى نيست ، پس كار صادر شده يك حادثهء بىطرف و ناخود آگاه است كه هيچ مفهوم و معنايى در ظاهرش نقش نبسته است . پس عمل جز كالبد بىجان چيزى نيست ، روح عمل همان قصد و نيتى است كه انگيزه ى صدورش گشته است . روى اين محاسبه عظمت نيت و هدف گيرى روشن و قابل هيچ مناقشه اى