كرده است ، لذا آن را از نظر تكوينى منفى تلقى كردن به تناقض گويى و يا تناقض كارى مىانجامد ، بلكه مقصود يكى از دو معنا است : معناى اول - نفى حقيقت و واقعيت مطلوب از عمل است ، چنان كه مىگوييم : چون فلان شخص دروغگو است گفتار او گفتار نيست ، يعنى نه از واقعيتى حكايت مىكند و نه از حقيقتى كشف مىكند و آيهء شريفهء : « وَقَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناه هَباءً مَنْثُوراً . » 25 : 23 ( 1 ) ( روبان عملى كه كرده بودند آورديم [ در روز رستاخيز ] و آن را مانند گرد پراكنده نابود ساختيم ) . معناى دوم - هنگامى كه به بايستگىهاى انسانى دقت كنيم ، با اين حقيقت روبه رو خواهيم گشت كه : تمام وظايف و تكاليفى كه در اين زندگانى براى او از طرف خدا خواه به وسيلهء پيامبران و خواه به وسيلهء عقل و وجدان متوجه شده است ، هيچ نتيجه اى جز رشد و كمال روحى او منظور نمىباشد ، پس در حقيقت همهء كارهاى صادره به عنوان وظيفه و تكليف موقعى مىتواند به حساب بايستگى و شايستگى روح در آيد كه با نيت پاك انجام بگيرد ، لذا مىتوان گفت : نيت پاك است كه يك كار بىطرف از خوبى و بدى را معنا و مفهوم ببخشد . به توضيح اين كه كارى را كه ما انسانها صادر مىكنيم ، ممكن است آن كار به طور ناخود آگاه از حيوان يا يك ماشين و وسيله ناخود آگاه نيز بروز كند وانگهى همين كار با نظر به عوارض و انگيزه هاى ديگر مىتواند انواعى از شايستگىها و ناشايستگىها را داشته باشد . در نتيجه اين قضيه روشن مىشود كه كار يك نمود طبيعى است كه در صفحهء طبيعت متبلور مىشود و با قطع نظر از نتيجه و هدف در مقابل موقعيت وجودى ما بىطرف و به اصطلاح فلسفى يك رويداد لابشرط مىگردد . پس از اين توضيح اين نتيجه را در نظر بگيريم كه هستى و نيستى بىطرف در مقابل موقعيت وجودى مطلوب ما مساوى خواهد بود .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 606
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٦٠٦
هامش
( 1 ) سوره الفرقان ، آيهء 23 . .