باز حضرت موسى عرض كرد : پروردگارا بيمارى نقصى در وجود آدمى است تو كه از هر گونه نقص مبرا هستى ، عقل من در اين موضوع گمراه شده و مبهوت است ، خودت با عنايت الهىات راز اين مشكل را بيان فرماى .
خداوند فرمود : آرى ، يكى از بندگان خاص و بر گزيدهء من مريض شد ، مگر نمىدانى كه او منم ؟ معذورى و بيمارى او معذورى و بيمارى من است .
هر كس كه بخواهد با خدا همنشين شود بايستى همنشينى اولياى مرا انتخاب نمايد . گسيختن از حضور اولياء الله موجب هلاكت است ، زيرا ، روح انسانهاى پيرو و راهرو بمنزلهء جزئى از روح اولياء الله است كه به منزلهء روح كل هستند .
از مردان الهى منقطع نشويد ، در اين راه ديو و غول و راه زن فراوان است بالاخره شما را تا سيه چال سقوط مىكشانند .
در اين زندگانى تنها راه رفتن و لو يك لحظه هم بوده باشد خود يكى از مكر و حيله گرىهاى شيطانى است .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 574
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٧٤