تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 573

مساهمون:

ص٥٧٣
( ( 2157 ) ) مشرقت كردم ز نور ايزدى من حقم رنجور گشتم نامدى

ارتباط با انسانهاى با ايمان ارتباط با خدا است

اين مضمون در مدارك نقلى شواهد فراوانى دارد . از آن جمله در روايات معتبر آمده است كه هر كس انسان با ايمانى را خوار و پست بشمارد اهانت به خدا كرده است . در آيه شريفه قرض به مردم با ايمان را چنين توصيف مىكند : « مَنْ ذَا اَلَّذِي يُقْرِضُ الله قَرْضاً حَسَناً . » 2 : 245 ( كيست كه به خداوند قرض حسنه بدهد ) همچنين آن مضمون كه مىگويد : ارواح مردم با ايمان به شعاع خداوندى وابسته است اين مسئله با نظر عقلانى و وجدانى نيز تأييد مىشود ، زيرا - عظمت و رشدى كه در روح انسان با ايمان ديده مىشود ، داراى آن اعتلا است كه با هيچ منطق طبيعى قابل تفسير و توجيه نيست . ايمان در حقيقت آن گرايش قلبى است كه با افزايش تدريجى شايستگى تابش شعاع الهى را پيدا مىكند .

تفسير ابيات

روزى از طرف حق تعالى به حضرت موسى اين عتاب رسيد كه اى موسى [ و اى بندهء عزيزم ] كه دست از گريبان در آوردى و نور ماه را در آن ديدى ، من تو را از نور ربانى درخشان كردم ، چرا من بيمار شدم به عيادتم نيامدى ؟ حضرت موسى عرض كرد : پاكيزه پروردگارا تو پاكتر از آن هستى كه بيمار شوى ، با اين كلام كه عتابم مىفرمايى اسرارى احساس مىكنم ، عنايتى فرما و از اين توبيخ را بر من بگشاى . باز خداوند متعال فرمود : چرا در موقع بيمارى من حال مرا نپرسيدى ؟
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 573 | محمد تقي جعفري