تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨

رضاى وجدان او را حاصل نمىشد . » ( 1 ) » بديهى است وجدان سالم و ضمير طاهر وى او را از اين امور بر خلاف صدق و راستى منع مىكرد و آن را دروغ محض و رياى باطل مىدانست و آمر وجدانى همواره او را امر مىنمود كه در اين نفاق و سالوس شركت نكند ، مع ذلك انجام اين امر وجدانى مستلزم سعى و جهد بسيار بود ، زيرا ، علاوه بر مبارزه و كشمكش دايم با اطرافيان و نزديكان خود لازم بود كه سراسر وضع زندگى خود را هم واژگون سازد و از شغل و مقام خود به كلى دست بر دارد و اين كار و مشغله را كه به منظور خدمت به نوع و به ملت انجام وظيفه پيش گرفته بود قربانى احساسات وجدانى بكند و راهى جديد در پيش بگيرد ، ولى به حكم فشار احتياجات زندگى اين جوان با وجدان عاقبت ناگزير شد كه اندك اندك از راه صراحت و صداقت انحراف حاصل كرده و خرد خرد به دروغ و ريا عادت كند و بالاخره تدريجاً از خطايى كوچك و گناهى اندك به ريايى عظيم و نقاقى فاحش بيافتد . » ( 2 ) » عاقبت به اين نتيجه رسيد كه اين مبادى دينى و تعاليم مذهبى تا حدى لازم و صحيح است ، همان تعاليمى كه عقل او آنها را مردود مىدانست ، به حكم ضرورت آن را مجاز شمرد ، زيرا ، بدون معتقدات مذهبى زندگانى وى دچار مشكلات بسيار مىگشت و با قبول آنها آن مشكلات فوراً حل مىشد و پس براى اثبات اين فكر به يك رشته سلسله و مغالطه نيز گردن نهاد از اين قبيل كه : عقل يك فرد انسان براى كشف حقيقت كافى نيست و حقيقت جز بر مجموع افراد جوامع بشرى ظاهر نمىشود ، تنها وسيلهء كسب حقيقت الهام نهانى است و الهام فقط به وسيلهء كليسا امكان پذير است و غيره غيره . . . » ( 3 )

هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 342 - 341 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ص 343 . .
( 3 ) همان مأخذ ، ص 344 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 48 | محمد تقي جعفري