دارد . به وسيلهء شما به اين دنيا قدم مىگذارند ، ولى از شما نيستند ، با اين كه آنان با شما زندگى مىكنند ولى ملك شما نيستند .
شما مىتوانيد محبتهاى خود را به آنها ارزانى بداريد ، ولى نمىتوانيد دانه هاى افكار خود را در مغز آنان بكاريد ، زيرا ، آنان افكار مخصوص به خود دارند .
شما مىتوانيد به بدنهاى آنان مسكن بسازيد ، ولى نفوس آنان در خانه هاى شما نشيمن نخواهد كرد . نفوس فرزندان شما در خانه هاى فردا مسكن خواهد گزيد . شما نمىتوانيد از خانه هايى كه فردا ساخته خواهد شد حتى در عالم رويا هم ديدن نماييد .
شما مىتوانيد بكوشيد و مانند باشيد ، ولى كوشش براى اين كه آنها مانند شما باشند بىهوده خواهد بود ، زيرا ، زندگانى هرگز به عقب بر نمىگردد .
زندگانى از توقف در منزلگاه ديروز لذت نمىبرد .
شما به منزلهء كمانها هستيد . فرزندان شما تيرهاى جاندارى هستند كه از شما مىجهند ، اين تيرها را تير انداز نيرومند ازلى از شما پدران رها مىكند .
تير انداز ازلى به آن نشانه گاه ها كه در راه بىنهايت نصب كرده است مىنگرد و شما كمانها را مىكشيد تا تيرها به سرعت و در افق پهناورى رو به نشانه گاه ها روانه مىشوند .
شما اى كمانها با شادى و خرمى در دست تير انداز حكيم كشيده شويد .
زيرا ، همچنان كه آن تير انداز تير پرنده را دوست مىدارد - همچنان به آن كمانها كه در دست گرفته است عشق و محبت مىورزد » .
براى اطلاع به نظريات مخالفين در اين مسئله جملات ذيل را هم مطالعه فرماييد تا بررسى ما با دقت در مطالب و استدلالهاى طرفين صورت بگيرد .
فرزندان - حيات انسانى از يك عده عوامل معين توليد مىشود و به راه خود مىرود ، اين حيات كه از عوامل متحد توليد شود نه ديروز دارد و نه امروز .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 446
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٤٦