تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
دارد . به وسيلهء شما به اين دنيا قدم مىگذارند ، ولى از شما نيستند ، با اين كه آنان با شما زندگى مىكنند ولى ملك شما نيستند . شما مىتوانيد محبتهاى خود را به آنها ارزانى بداريد ، ولى نمىتوانيد دانه هاى افكار خود را در مغز آنان بكاريد ، زيرا ، آنان افكار مخصوص به خود دارند . شما مىتوانيد به بدنهاى آنان مسكن بسازيد ، ولى نفوس آنان در خانه هاى شما نشيمن نخواهد كرد . نفوس فرزندان شما در خانه هاى فردا مسكن خواهد گزيد . شما نمىتوانيد از خانه هايى كه فردا ساخته خواهد شد حتى در عالم رويا هم ديدن نماييد . شما مىتوانيد بكوشيد و مانند باشيد ، ولى كوشش براى اين كه آنها مانند شما باشند بىهوده خواهد بود ، زيرا ، زندگانى هرگز به عقب بر نمىگردد . زندگانى از توقف در منزلگاه ديروز لذت نمىبرد . شما به منزلهء كمانها هستيد . فرزندان شما تيرهاى جاندارى هستند كه از شما مىجهند ، اين تيرها را تير انداز نيرومند ازلى از شما پدران رها مىكند . تير انداز ازلى به آن نشانه گاه ها كه در راه بىنهايت نصب كرده است مىنگرد و شما كمانها را مىكشيد تا تيرها به سرعت و در افق پهناورى رو به نشانه گاه ها روانه مىشوند . شما اى كمانها با شادى و خرمى در دست تير انداز حكيم كشيده شويد . زيرا ، همچنان كه آن تير انداز تير پرنده را دوست مىدارد - همچنان به آن كمانها كه در دست گرفته است عشق و محبت مىورزد » . براى اطلاع به نظريات مخالفين در اين مسئله جملات ذيل را هم مطالعه فرماييد تا بررسى ما با دقت در مطالب و استدلالهاى طرفين صورت بگيرد . فرزندان - حيات انسانى از يك عده عوامل معين توليد مىشود و به راه خود مىرود ، اين حيات كه از عوامل متحد توليد شود نه ديروز دارد و نه امروز .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 446 | محمد تقي جعفري