فيزيك معلومات و آگاهىهاى مختلفى را نتيجه مىگيرند ، هنگامى كه استاد مزبور يك مسئلهء فيزيكى را براى آن چهل نفر تشريح و تحليل مىكند مانند سنگى كه در حوض بيفتد در درون دانشجويان مزبور مطابق شرايط ذهنى آنان كه به حوضهاى گوناگونى شبيه هستند امواج و آثار مختلف ايجاد مىكند .
مثلًا در ذهن فردى از آن دانشجويان كه زمينهء ذهنىاش پر از مسائل رياضى است همان مسئله فيزيكى موجب ايجاد نوسانات مسائل رياضى مىشود ، ارتباطاتى كهنه و نو ميان مسئلهء فيزيكى و مسائل رياضى براى او مطرح مىشود ، در صورتى كه در ذهن دانشجوى ديگرى كه مسائل انسانى ذهن او را به خود مشغول مىدارد همان مسئلهء فيزيكى مىتواند آن مسائل انسانى را در ذهن او بتلاطم در بياورد .
در نتيجه ما بايستى هر دو درجه از تعليم و تربيت را در همهء دورانهاى يك فرد انسانى عملى بسازيم .
غوغاى نسل گذشته و نسل حاضر در تعليم و تربيت
شايد با اطمينان بتوان گفت كه : مشكلترين و در عين حال با اهميتترين مسئله اى كه در تعليم و تربيت وجود دارد اين مسئله است كه ارزش قوانين و ايده هايى كه براى يك جامعه مطرح بوده و معلم و مربيان جامعه آنها را ثابت شده فرض كردهاند چگونه مىتوان آنها را به افراد نسل در حال رشد منتقل ساخت ؟ اجازه بدهيد پيش از آن كه وارد بررسى اين مسئله شويم جملاتى را از كتاب پيامبر جبران خليل جبران در بارهء دو نسل تثبيت شده كه رو به گذشته است و نسل حاضر كه رو برشد و نمو است مطالعه كنيم . او مىگويد :
« فرزندان - سپس مادرى كه كودك خود را روى دست گرفته بود ، در بارهء فرزندان پرسيد .
پيامبر چنين گفت : فرزندان شما ، فرزندان شما نيستند .
آنان پسران و دختران آن زندگانى ( حيات ) هستند كه اشتياق به خويشتن