تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
او ترسيم كنم . اين موجود كه با تمام شخصيتش در اختيار من مربى قرار گرفته است به من مىنگرد ، به سخنان من گوش مىدهد ، حركات و سكنات مرا تماشا مىكند ، نه براى خريدارى آنها تا كار من در تربيت كار سخن فروشى و خود فروشى باشد ، زيرا دير يا زود همهء اين سخنان و حركات و سكنات و حتى خود من هم مفهوم امروزيم را براى او از دست خواهد داد ، يا تكامل پيدا نموده اين فروشندگى امروز را محكوم مىسازد و يا رو به سقوط مىرود به همهء و كالاهايى كه به او فروخته‌ام خواهد خنديد . اين است دعا و نيايش يك مربى واقعى مراعات اختلاف نفوس در تعليم و تربيت در اين مبحث مىخواهيم اختلاف نفوس انسانى را در تأثر از تعليم و تربيت تا حدودى بررسى كنيم : براى بارور شدن تعليم و تربيت افراد انسانى ملاحظه و مراعات كيفيت شخصيتهاى آنان در درجهء اول از اهميت قرار دارد . آنان كه مىخواهند يا گمان مىكنند كه مىتوانند با يك عده قوانين كلى صدها يا هزاران فرد را تحت تعليم و تربيت قرار داده شخصيت آنها را شكوفان بسازند ، نتيجهء كار اينان شبيه به نتيجهء كار آن باغبان است كه او را به يك باغى وارد كنند كه شامل درختان تنومندى مانند چنار و سرو و كاج و تبريزى و هزاران درختهاى گوناگون مانند بيد و بادام و سنجد و سيب و انار و هزاران گلهاى مختلف مانند لادن و رز و شبو و نرگس و كاغذى و پريوش بوده باشد ، اين باغبان بدون ملاحظهء عكس العملهاى اين موجودات گوناگون در مقابل هواهاى مختلف و آب و موادى كه از خاك تغذيه مىكنند و همچنين در مقابل آفات و موانع رشد و از نظر اختلاف طبيعت آنها در پيوندىها و غيره . باغبان مفروض با اين گمان كه همهء آنها بدون آب نمىرويند ، پس بايد به آنها آب داد ، به اشعهء آفتاب احتياج دارند ، پس بايد موانع نفوذ اشعهء آفتاب را از آن موجودات بر كنار ساخت . . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 442 | محمد تقي جعفري