كه او مىگويد :
( ( 1753 ) ) هر كسى را سيرتى بنهاده ايم
هر كسى را اصطلاحى داده ايم
اين بيت هر كسى را در هر حال و موقعيتى كه قرار گرفته است تثبيت شده فرض مىكند ، يعنى هر كسى سيرتى دارد و اصطلاحى و مىتواند در همان سيرت و اصطلاح خود پايدار بماند ، زيرا ، اگر همين بيت را با سه بيت مجموعاً در نظر بگيريم ، خواهيم ديد كه مقصود اين است كه : هر موقعيتى و وضعى كه در حركت به سوى خدا براى بندگان پيش مىآيد و توانايى پيشتر رفتن را ندارد ، معرفتى مناسب همان موقعيت مطلوب است ، اگر چه با پيدا كردن كوچكترين توانايى بايستى گام از آن معرفت ابتدايى فراتر بنهند .
( ( 1755 ) ) ما برى از پاك و ناپاكى همه
از گران جانى و چالاكى همه
خدا ما فوق اين پاكىها و ناپاكى است كه تصور مىكنيم
درست است كه ما بايستى خدا را از هر نقص پاك بدانيم و از هر گونه عجز و نادانى منزه بشماريم ، اما بايستى اين مطلب را هم در خاطر داشته باشيم كه اين تسبيح و تقديس ما نه در موجوديت او اثرى مىكند ( زيرا ما نيستيم كه او را پاكيزه و منزه از عيوب و نقايص مىكنيم ) و نه اين تسبيح و تقديس ما شايستهء آن مقام شامخ است . چنان كه با گفتن ما كه خداوند عالم است ، خدا عالم نمىشود و همچنين اين علم را كه ما به خدا نسبت مىدهيم شايستهء علم آن مقام عالى نمىباشد .
بنا بر اين تسبيح ساده لوحان عامى مانند آن چوپان درست مانند تسبيح و تقديس با عظمتترين شخصيت الهى است ، در اين كه هيچ گونه اثرى در خدا ايجاد نمىكند و در اين كه هيچ يك از آن دو نوع تسبيح شايستهء مقام الهى