تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
آن هدف وجود دارد . اختلاف اين راهها و وسايل مربوط به تحولات و دگرگونىها است كه همواره از محيط طبيعى و اجتماعى پيرامون او را فرا گرفته است . مثلًا يك فرد كشاورز كه هدف او به دست آوردن محصول است ، روزى با آب باران زراعت خود را مىروياند ، روز ديگر به منبع آبى دست مىيابد ، با بيل و كلنگ آن منبع را به جريان انداخته و به شكل چشمه سارى در مىآورد و براى آبيارى زراعتش از همان چشمه سار بهره بردارى مىكند . . . و همچنين تقويت زمين و طرز تصفيهء محصول و حمل و نقل آن و روزى با وسايل ماشينى كار خود را صورت مىدهد . بدين ترتيب هدفهاى معنوى نيز با وسايل گوناگونى قابل تحصيل مىباشد ، مثلًا فرا گرفتن دانش ممكن است با راه ها مختلفى انجام بگيرد ، پياده كردن نقشه هاى اقتصادى و اجتماعى هدفهايى هستند كه ممكن است با طرق گوناگونى عملى گردد . اين قانون را هم بايستى در نظر داشته باشيم كه هر چه موجوديت يك هدف وسيع تر و عالىتر بوده باشد ، طرق و وسايلى كه مىتواند ما را به آن هدف برساند بيشتر و متنوعتر خواهد بود ، يك مثال خيلى روشن بر اين قانون اين است كه براى شناساندن جسم شما در هر جا و در هر حال وسيله در اختيار داريد ، اگر اين سؤال را در قلهء كوه از شما كنند كه ، جسم چيست ؟ شما فورا مىتوانيد يك تعريف اجمالى در بارهء جسم گفته دست ببريد ، سنگى يا خاكى از روى كوه برداريد و بگوييد : ( مانند اين سنگ يا اين خاك . ) اگر در دريا با اين سؤال روبه رو شويد باز با يك مشت آب به هدف خود مىرسيد . اما اگر از شما بپرسند الكترون چيست ؟ شما چاره اى جز اين نداريد كه اولًا توضيحى در بارهء ساختمان آتمى بدهيد ، سپس دست سؤال كننده را گرفته ببريد به آزمايشگاه معين و عبور دسته اى از الكترونها را به او نشان بدهيد ، و بگوييد : ( مانند اين ) و اگر مقصود او از اين كه الكترون چيست ؟ يك دانه از الكترون بوده باشد ، ديگر در اين مورد حتى مثالى هم پيدا نخواهيد كرد ، زيرا ، آزمايشگاه شما از نشان دادن يك الكترون ناتوان است ، لذا مجبور خواهيد شد با يك عده قوانين مربوطهء
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 334 | محمد تقي جعفري