داستانى به اين خصوصيات كه جلال الدين در اين ابيات آورده است ديده نمىشود ، اما داستانهايى كه توجه نارساى افراد را به خداوند و پذيرفته شدن همان توجه نارسا را در بر دارد فراوان است ، شايد جلال الدين واحدهاى اساسى اين تابلوى بسيار عالى را از آن قصه ها گرفته باشد و به هر حال اصل قضيه در اشكال گوناگون نه تنها در گذشته ، بلكه همين امروز هم قابل مشاهده است . زيبايى اين تابلو را كه مغز فعال و احساس عالى جلال الدين به وجود آورده است فوق العاده جالب و گيرنده مىباشد ، به اضافهء اين كه در ضمن داستان مطابق روش هميشگىاش مطالب عالى زيادى را با بيانات شيوا آورده است . يكى از همان مطالب كه شايد اساس تابلوى موسى و شبان را تشكيل داده است ، همين مسئلهء درك و سازندگىهاى ذهن انسانى است كه در بارهء تمام حقايق غير محسوس مخصوصاً حقيقت خداوند جلت عظمته مىباشد . ما قبلًا در داستان « پير چنگى » هم با چنين مطلبى آشنايى پيدا كردهايم . پيش از توضيح فلسفى و روانى اين مطلب روايت معروفى را كه محدثين نقل كردهاند ياد آور مىشويم : « عن الباقر محمد بن على زين العابدين صلوات الله عليهما : كل ما ميزتموه باوهامكم فى ادق معانيه فهو مخلوق مصنوع مثلكم مردود اليكم و البارى تعالى واهب الحياة مقدر الموت و لعل النمل الصغار تتوهم ان لله زبانيتين كما لها ، فانها تتصور ان عدمهما نقصان لمن لا تكونان له . » ( 1 ) ( از حضرت باقر محمد بن على زين العابدين عليه السلام وارد شده است : هر چيزى را
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 310
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣١٠
مغز شبان هم نقشهء موسى بن عمرانى كشد
در ذهن مانى گر فتد او صورت مانى كشد
ادراك هر جنبده نقش خويش را داراستى
هامش
( 1 ) جامع الاسرار و منبع الانوار ، شيخ سيد حيدر آملى ص 42 . .