تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
( ( 1735 ) ) با كه مىگويى تو اين با عم و خال جسم و حاجت در صفات ذو الجلال ( ( 1736 ) ) شير او نوشد كه در نشو و نماست چارق او پوشد كه او محتاج پاست ( ( 1737 ) ) ور براى بنده است اين گفت و گو آن كه حق گفت او من است و من خود او ( ( 1738 ) ) آن كه گفت انى مرضت لم تعد من شدم رنجور او تنها نشد ( ( 1739 ) ) آن كه بىيسمع و بىيبصر شده است در حق آن بنده اين هم بىهده ست ( ( 1740 ) ) بىادب گفتن سخن با خاص حق دل بميراند سيه دارد ورق ( ( 1741 ) ) گر تو مردى را بخوانى فاطمه گر چه يك جنسند مرد و زن همه ( ( 1742 ) ) قصد خون تو كند تا ممكن است گر چه خوش خوى و حليم و ساكن است ( ( 1743 ) ) فاطمه مدح است در حق زنان مرد را گويى بود زخم سنان ( ( 1744 ) ) دست و پا در حق ما استايش است در حق پاكى و حق آلايش است ( ( 1745 ) ) لم يلد لم يولد او را لايق است والد و مولود را او خالق است ( ( 1746 ) ) هر چه جسم آمد ولادت وصف اوست هر چه مولود است او زين سوى جوست ( ( 1747 ) ) ز آن كه آن كون و فساد است و مهين حادث است و محدثى خواهد يقين ( ( 1748 ) ) گفت اى موسى دهانم دوختى وز پشيمانى تو جانم سوختى ( ( 1749 ) ) جامه را بدريد و آهى كرد تفت سر نهاد اندر بيابان و برفت

آيه

« بِسْمِ الله اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِيمِ - قُلْ هُوَ الله أَحَدٌ . الله اَلصَّمَدُ . لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ وَلَمْ يَكُنْ لَه كُفُواً أَحَدٌ . » 112 : 0 - 4 ( 1 ) ( به نام خداوند بخشايندهء مهربان - بگو : او خدايى است يگانه . خداى بىنياز . نه زاييده و نه زاييده شده است . و براى او هيچ كس همتا نيست . )

هامش
( 1 ) سورهء الاخلاص . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 308 | محمد تقي جعفري