علت فلسفى مقايسه كردن انسان خود را با خدا
هر موجود جاندارى با نظر به علاقه و محبت نهايى كه به جان خود دارد ، اگر شرايط اجازه دهد مىخواهد همهء هستى را در راه ابقاء زندگى مطلوبش مورد بهره بردارى قرار بدهد . اين اصل در مورد خود قابل ترديد نيست . روى اين اصل اگر همهء جانداران شعور و ادراك مناسب با اين پديدهء « همه براى من » داشتند ، بدون استثناء موجوديت خود را عالىترين موجوديت تصور مىكردند ، ولى ما از عالم حيوانات غير از انسان چندان اطلاعى نداريم و نمىدانيم آنها خود را چگونه ارزيابى مىكنند ، ولى به آن اندازه كه از تخيلات و انديشه ها و كارهاى خارجى انسان اطلاع داريم ، مىتوانيم اين حقيقت را به دست بياوريم كه انسان موجوديت خود را بالاترين يا محبوبترين موجوديت مىداند ، چنان كه همه را براى خود مىخواهد . ( 1 ) اين اصل را كه متذكر شديم ، ممكن است به عنوان فلسفهء مقايسه اى باشد كه انسان ميان خود و موجود برترين اعتقاد مىكند و موجوديت برترين را شبيه به خود تصوير مىكند . اين علت همان خود بينى و خود خواهى است كه در انسان به طور روشن سراغ داريم .