تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣

علت فلسفى مقايسه كردن انسان خود را با خدا

هر موجود جاندارى با نظر به علاقه و محبت نهايى كه به جان خود دارد ، اگر شرايط اجازه دهد مىخواهد همهء هستى را در راه ابقاء زندگى مطلوبش مورد بهره بردارى قرار بدهد . اين اصل در مورد خود قابل ترديد نيست . روى اين اصل اگر همهء جانداران شعور و ادراك مناسب با اين پديدهء « همه براى من » داشتند ، بدون استثناء موجوديت خود را عالىترين موجوديت تصور مىكردند ، ولى ما از عالم حيوانات غير از انسان چندان اطلاعى نداريم و نمىدانيم آنها خود را چگونه ارزيابى مىكنند ، ولى به آن اندازه كه از تخيلات و انديشه ها و كارهاى خارجى انسان اطلاع داريم ، مىتوانيم اين حقيقت را به دست بياوريم كه انسان موجوديت خود را بالاترين يا محبوبترين موجوديت مىداند ، چنان كه همه را براى خود مىخواهد . ( 1 ) اين اصل را كه متذكر شديم ، ممكن است به عنوان فلسفهء مقايسه اى باشد كه انسان ميان خود و موجود برترين اعتقاد مىكند و موجوديت برترين را شبيه به خود تصوير مىكند . اين علت همان خود بينى و خود خواهى است كه در انسان به طور روشن سراغ داريم .

هامش
( 1 ) ناگفته نگذاريم كه اين ارزيابى مطلق در بارهء نوع انسانى براى متفكرين زيادى ابهام آميز است ، يعنى قبول ندارند كه انسان اشرف موجودات بوده باشد و از قرآن مجيد هم كه مىفرمايد : « وَفَضَّلْناهُمْ عَلى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا انسانى 16 - 21 17 : 70 . . » . . ( انسانها را به عده زيادى از موجودات برترى داديم ) . . همين نظريه استفاده مىشود ، ولى از نظر فرد فرد انسانها ارزيابى مطلق و خواستن مطلق تا حدودى روشن است ، زيرا - با حذف شرايط استثنايى هر فردى مىگويد : « من » و « همه براى من » . .