تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
اگر بگويم گمگشتهء من چيست ، يكى از آن نشانىها كه علامت وصول به مطلوب است از من فوت خواهد گشت و فوت شدن نشانى مساوى با مرگ و نابودى من است . آن گاه هر مرد سوارى را كه مىبينى به او مىنگرى ، آن مرد سوار مىگويد : چيست ؟ چه شده كه ديوانه وار در من مىنگرى ؟ به او مىگويى : من مطلوبى را گم كرده‌ام و در جستجوى او هستم .
دولتت پاينده بادا اى سوار رحم كن بر عاشقان معذور دار
چون اين جستجوى تو از روى هوى و عادت نبود ، بلكه با جديت در تعقيب مطلوب حركت كردى اين جستجو خطا نخواهد كرد ، ناگهان شخص سوار نيك بختى بر تو ظاهر مىشود ، تو را در آغوش مىگيرد ، تو از هوش مىروى و به عالم بىهوشى وارد مىشوى ، مردم بىخبر از واقع كه حال تو را درك نمىكنند ، مىگويند : اين هم نوعى از سالوس بازى و دو رويى آنها نمىدانند كه اين شور و هيجان معلول چيست و اين نشانى وصل كيست . اين همه نشانىها براى كسى مطرح است كه بينايى به او دست داده و از خود محبوب بنوايى رسيده باشد . هنگامى كه جوياى معشوق نشانىها را پيدا مىكند ، آن نشانىها يكى پس از ديگرى جانى بر جانهاى او مىفزايد . [ گويى هر روز و با يافتن هر يكى از نشانها روح تازه ترى در كالبد او وارد مىگردد . ] مىدانيد رسيدن مرد جوينده به اين نشانيها مانند چيست ؟ مانند آن ماهى است كه به آب برسد كه قوام حياتش با آن است . اى مرد با ايمان اى انسان جوينده « تلك آيات الكتاب » خداى ما كه مىفرمايد : ( اين است آيات و نشانىهايى كه در كتاب مىفرستم ) هوشيار باش و از اين نشانىها بكوى محبوب ابدى رهسپار شو . از آن نشانىها و علاماتى كه مخصوص پيامبران عظام است در جانهاى آشنا
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 304 | محمد تقي جعفري