تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
[ بياييد پيش از همه چيز گامى به نهان خانهء دل گذاريد ، انوار الهى را از روزنهء آن نهانگاه دريابيد ، سپس از آن نهانگاه قدم بيرون بگذاريد . در اين موقع است كه خواهيد توانست اين لطافتها و ظرافتها و جلوه هاى عالى هندسهء كلى را به آن نور ابدى مربوط ساخته و آنها را به عنوان نشانه هاى آن نور محبوب بپذيريد و الا اگر زندگانى ابدى هم نصيب شما شود از اين معلومات و آثار نخواهيد توانست به ديدار جمال و جلال آن نور محبوب نائل شويد ] . آنان كه در عالم الست خداى خود را ملاقات نموده سر مست جلال و جمال او گشته‌اند مىتوانند نشان او را در نمودهاى هستى دريابند ، بوى شراب را كسى مىتواند دريابد كه آن را چشيده باشد ، اين كه پيشواى ما فرموده است : « الحكمة ضاله المؤمن » . ( حكمت گمشدهء مومن است ) . اين گمشده براى كسى است كه پيش از گمشدن آن را داشته است . آن حكمت در حقيقت مانند دلال و واسطه اى است كه مىتواند شما را به حكيم مطلق رهنمون شود . [ اكنون در اين باره مثالى براى شما مىگويم ] : اگر در عالم خواب كسى را ببينى كه به تو وعده مىدهد كه فردا فلانى را ملاقات خواهى كرد ، براى اين كه بدانى آن شخص مطلوب توست نشانهايى را به تو تعليم مىدهم : 1 - او سوار مركبى است . 2 - همين كه تو را ديد تو را به آغوشش خواهد كشيد . 3 - به روى تو خواهد ديد . 4 - در مقابل تو دست بسته خواهد ايستاد . 5 - اشتياق به چنين وصالى باعث نشود كه از روى هوى و هوس اين خواب را به كسى بگويى . چنان كه خداى عز و جل به حضرت زكريا عليه السلام پدر حضرت يحيى عليه السلام در بارهء به وجود آمدن فرزندش چنين دستور داد كه تا سه روز با هيچ كس صحبت مكن ،