تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
جمله اى از پيشواى توحيد و معرفت حسين بن على عليه السلام در دعاى عرفه وجود دارد كه اين جانب آن را در شرح دعاى عرفه توضيح داده‌ام ، مناسب ديدم كه : جملهء مزبور را با توضيحى كه در نظر گرفته‌ام بياورم : « الهى ترددى فى الاثار يوجب بعد المزار فاجمعنى بخدمه توصلنى اليك » . ( خداى من تماشا و ترددم در نمودهاى جهان هستى مقصدم را كه حضور در پيشگاه تست دور مىسازد ، توفيقت را شامل حالم فرما تا حركتى كنم و وظيفه اى انجام دهم و در پيشگاهت حضور يابم ) .
دل چو پرگار به هر سو دورانى مىكرد و اندر آن دايره سر گشته و پا بر جا بود
جهان هستى خود را آمادهء شناسايى ما نشان مىدهد ، وسيلهء شناسايى چيست ؟ وسايل شناسايى ما همين حواس برونى و درونى و آلاتى است كه پديده ها را به كمك آنها دقيقتر و روشنتر درك مىكنيم . آيا اين وسايل و آلات توانند واقعيتها را براى ما قابل درك بسازند ؟ البته نه ، زيرا - عينك حواس و آلات ما هم از مجموع واحدهاى شخصيت ما و هم از ناحيهء خود پديده هاى جهان هستى رنگ آميزى مىگردد ، ما با اين عينكهاى ساخته شده مىنگريم و گمان مىكنيم كه واقعيتهاى جهان هستى را بدون تصرف و دست خوردگى دريافته‌ايم پس من كه تا كنون نتوانسته‌ام و نخواهم توانست مرز حقيقى جهان واقعيت و من را مشخص بسازم چگونه مىتوانم ادعا نمايم كه جهان را و من را شناخته و هويت و نام و نشان بودن آن را به موجود برتر دريافته‌ام ؟ و نيز تاريكى جهان ماديات و اختلافات نمودها و حكومت مطلقهء كيفيتها و كميتها و گسترش اين موجودات در رودخانهء دايم الجريان كون و فساد كه دو حاشيهء حركتند ، ارزشى براى شناسايىها و دريافتهاى من نگذاشته است تا بتوانم از اين شناسايىها و دريافتها چونان ماهى كه گام
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 277 | محمد تقي جعفري