مرگ روبه رو مىشود و بر مىگردد . به كجا ؟ به درياى محبت و جمال ، به سوى خدا . » ( 1 )
( ( 1665 ) ) آن لطافتها نشان شاهديست
آن نشان پاى مرد عابديست
اين همه لطافت و جمال در هندسهء كلى الهى براى كسى مطرح است كه با ايجاد كنندهء آن لطافت و جمال رابطه اى پيدا كرده است
از دورانهاى قديم شنيدهايد كه مىگويند : هر كس كه لطافت و ظرافت و مضمون يك شعر را خوب دريابد و لذت ببرد ، حتما در آن شخص ذوق سرودن چنان شعر يا مشابه آن وجود دارد .
اگر چه اين مسئله مورد معين و محدودى را مطرح ساخته است ، ولى با دقت كامل در وضع روانى انسانها خواهيم ديد : اين يك اصل كلى بسيار با اهميتى است كه در اغلب دورانها و اكثر جوامع بشرى مورد غفلت قرار مىگيرد . كسى كه از شنيدن رويدادهاى تاريخى لذت مىبرد ، بدون ترديد او مىتواند مورخ خوبى بوده باشد .
گوش فرا دادن يك انسان به خواص و اوصاف قهرمانان بشرى و با نفوذ آن سخنان در اعماق دلش و اجابت دل آن خواص و اوصاف را ، نشانهء بارزى است كه شنونده آمادگى به قهرمان بودن را دارا است .
اگر ديديد شخصى پروانه وار دور شمع گلها مىگردد ، چنان كه گويى با گلها رابطهء وجودى دارد بدانيد كه او تواند مربى خوب و به وجود آورندهء گلها باشد . كسى كه موقع شنيدن عدالت و آزادى و احقاق حق در دريايى از لذت غوطه ور مىشود بايد بدانيم كه چنين شخصى مىتواند در راه آزادى و احقاق حق و عدالت از زندگى خويش دست بر دارد چرا ؟ براى اين كه روح شخص مزبور مفاهيم مزبوره را مانند اجزايى
هامش
( 1 ) المجموعة الكاملة ، جبران خليل جبران ، ص 243 ، دمعة و ابتسامة . .