تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
نيست كس را زهره تا گويد كه چون بس جگرها كاندرين ره گشت خون ( ( 1622 ) ) پس يقين شد كه تعز من تشاء خاكيى را گفت پرها بر گشا ( ( 1623 ) ) آتشى را گفت رو ابليس شو زير هفتم خاك با تلبيس شو ( ( 1624 ) ) آدم خاكى برو تو بر سماء اى بليس آتشى رو تا ثرى ( ( 1625 ) ) چار طبع و علت اولى نيم در تصرف دايماً من باقيم ( ( 1626 ) ) كار من بىعلت است و مستقيم نيست تقديرم به علت اى سقيم ( ( 1627 ) ) عادت خود را بگردانم به وقت اين غبار از پيش بنشانم به وقت ( ( 1628 ) ) بحر را گويم ك هين پر نار شو گويم آتش را كه رو گلزار شو ( ( 1629 ) ) كوه را گويم سبك شو همچو پشم چرخ را گويم فرو رو پيش چشم ( ( 1630 ) ) گويم اى خورشيد مقرون شو به ماه هر دو را سازم چو دو ابر سياه ( ( 1631 ) ) چشمهء خورشيد را سازيم خشك چشمهء خون را به فن سازيم مشك ( ( 1632 ) ) آفتاب و مه چو دو گاو سياه يوغ بر گردن ببنددشان إله

آيه

« اِقْتَرَبَتِ اَلسَّاعَةُ وَاِنْشَقَّ اَلْقَمَرُ » 54 : 1 ( 1 ) ( ساعت [ وقت ] موعود فرا رسيد و ماه از هم شكافت ) « وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَه مَعِيشَةً ضَنْكاً وَنَحْشُرُه يَوْمَ اَلْقِيمَةِ أَعْمى . قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمى وَقَدْ كُنْتُ بَصِيراً . » 20 : 124 - 125 ( 2 ) ( كسى كه از به ياد بودن من اعراض كند ، به طور قطع معيشت تنگ و اضطراب آميز نصيب او خواهد گشت . [ اين است نتيجهء دنيوى اعراض ] و اما در روز رستاخيز او را نابينا محشور خواهيم كرد ، در آن روز مىگويد : خدايا من كه بينا بودم چرا مرا

هامش
( 1 ) سوره القمر ، آيه 1 . .
( 2 ) سوره طه ، آيه 124 و 125 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 178 | محمد تقي جعفري