تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
اگر ما در احوال يك نفر به تنهايى ، بدون روابط وى با تمام اطرافيانش مطالعه كنيم ، در اين صورت هر يك اعمال او در نظر ما اختيارى جلوه مىكند . اگر ما لااقل قسمتى از مناسبات او را با آن چه وى را احاطه مىكند در نظر آوريم ، يعنى اگر ما رابطهء او را با شخصى كه مخاطب او است و با كتابى كه مىخواند و با كارى كه به آن مشغول است و حتى با هوايى كه وى را احاطه كرده است و روشنايى كه بر اشياء پيرامونش مىتابد در نظر بگيريم ، خواهيم ديد كه هر يك از اين شرايط در وى مؤثر است و لااقل يك جنبه از فعاليت وى را كنترل مىنمايد و بنا بر اين نسبت توجه ما به اين تأثيرات به همان نسبت تصور ما از اختيار او مىكاهد و به اجبار وى مىافزايد . دليل دوم - عبارت است از رابطهء انسان با جهان در زمان كه كم و بيش محسوس است ، يعنى تصور كم و بيش آشكار در بارهء آن محل و موقعى است كه عمل انسان در زمان اشتغال مىنمايد . به همين دليل است كه هبوط نخستين آدم كه سبب بنياد نوع بشر شد ظاهراً كمتر از اقدام به ازدواج بشر معاصر اختيارى به نظر مىرسد . به همين دليل است كه زندگانى و فعاليت مردمى كه قرنها پيش مىزيستند و با رشته زمان با من ارتباط دارند ، نمىتواند در نظر من به اندازهء زندگانى معاصرين كه عواقب آن هنوز بر من معلوم نيست اختيارى جلوه نمايد . تغييرات تدريجى تصور ما در بارهء افزايش يا نقصان جبر و اختيار در اين مورد تابع فواصل بيش و كم زمان از موقع ارتكاب عمل تا لحظهء بحث و قضاوت در بارهء آن است . چنان كه اگر من عملى را كه يك دقيقه پيش در مثل ، تقريباً در شرايط فعلى به جا آورده‌ام مطالعه كنم ، بىشك عمل من در نظرم اختيارى جلوه مىكند . اما اگر در بارهء عملى كه يك ماه قبل انجام داده‌ام بحث و قضاوت كنم ، در اين صورت چون اكنون در شرايط ديگرى هستم بىاختيار اعتراف مىكنم كه اگر در مثل آن عمل انجام نگرفته بود ، اعمال سودمند و مطبوع و حتى ضرورى بسيارى كه نتيجهء آن عمل بوده است به وقوع نمىپيوست . چنان كه من عمل گذشته اى را در مثل ، متعلق به ده سال قبل يا دور تر به ياد آورم و در اين صورت باز نتايج و عواقب آن عمل از آن هم