اين پرده پايان يافت و آخرين نقش ايفا شد و به هنر پيشه دستور رسيد كه لباس خود را از تن بيرون كند و گريم چهرهء خود را بشويد و خويشتن را آن چنان كه هست بنماياند . ديگر وجودش ضرورت نداشت . سپس اين مرد مدت چند سال تنها در جزيره اى به سر برد و كمدى رقت انگيزى در برابر خود بازى كرد و نيرنگ زد و دروغ گفت و هنگامى كه تبرئهء وى و توجيه اعمال او ديگر ضرورت نداشت به تبرئهء رفتار و توجيه كردار خود پرداخت و به تمام جهانيان نشان داد كه آن چه مردم قدرت خلاقه مىانگاشتند ( در صورتى كه دست نامريى آن را هدايت مىكرده ) در حقيقت چه بوده است . » ( 1 ) » رژيسور درام را به پايان رساند و لباس بازيگر را از تنش بيرون كرد و سيماى حقيقى او را به ما نشان داده گفت : - ببينيد كه به چه كس اعتقاد و ايمان داشتيد ؟ سيماى حقيقى او اين است آيا حال متوجه مىشويد كه نه او ، بلكه من شما را به حركت در آورده بودم ؟ اما مردم كه قدرت اين حركت آنان را نابينا ساخته و قوهء تمييز و تشخيص را از ايشان سلب كرده بود مدتها اين مطلب را درك نمىكردند . » ( 2 ) » زندگانى آلكساندر اول كه در راس حركت مخالف از مشرق به مغرب قرار داشت منطقى تر و ضرورىتر جلوه مىكند . براى شخصى كه در رأس اين جنبش قرار گرفته و همگان را تحت الشعاع خود قرار داده بود چه خصائلى ضرورت دارد ؟ براى او حس عدالت و علاقه مندى به امور اروپا ضرورى بود ، اما علاقه مندى كه سنجيده باشد و به واسطهء علايق جزئى تاريك و مستور نگردد . ضرورت داشت كه او از لحاظ عظمت روح و نيروى اخلاق سر آمد تمام همگنان يعنى تاجداران هم عصر
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 105
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٠٥
هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ج 4 ، ص 278 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ج 4 ، ص 278 . .