تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨

كنند كه اولًا ملتها به وسيلهء اشخاص منفرد رهبرى مىشوند و ثانيا هدف معينى وجود دارد كه ملتها و بشريت به سوى آن حركت مىكنند . » ( 1 ) » در اين دورهء بيست ساله ، مقدار عظيمى از كشتزارها شخم نشد و خانه ها سوخت و ويران شد و مسير سياست تغيير يافت و ميليونها مردم به فقر و مذلت دچار شدند و يا به ثروت و مال رسيدند و مهاجرت كردند و ميليونها نفر مسيحى كه مبلغ قانون عشق به همنوع بودند به كشتار يكديگر دست زدند . » ( 2 ) » اين اعمال چه معنى داشت ؟ چرا اين سانحه به وقوع پيوست ؟ و آن چه اين مردم را بسوزاندن خانه ها و كشتن هم نوعان خويش وامىداشت چه بود ؟ علل اين حوادث كدام است ؟ چه نيرويى مردم را به انجام اين اعمال وادار مىساخت ؟ هر كس با آثار و ياد بود و روايات دورهء گذشته اين حركت بر خورد نمايد بىاختيار عرصه گاه اين سؤالهاى ساده كه كاملًا به جا و صحيح است واقع خواهد شد . » ( 3 ) » اين تناقض عجيب تصادفى نيست ، اما نه تنها در هر قدم با اين تناقض مواجه مىشويم ، بلكه تمام متون تواريخ جهانى از يك سلسلهء متوالى نظير اين تناقضات مشحون است . اين تناقض نتيجهء آن است كه مورخين بين المللى پس از شروع به تجزيه و تحليل حوادث در نيمهء راه متوقف مىشوند . براى آن كه از نيروهاى جزئى تركيب كننده نتيجهء معين ، يعنى نيرويى كه تأثيرش به اندازهء تمام آنها است به دست آيد ، بايد حاصل جمع نيروهاى تركيب كننده معادل آن منتجه باشد . مورخين عمومى هرگز اين شرط را رعايت نمىكنند و بدين جهت براى توضيح و بيان نيروى منتجه ناگزيراند علاوه بر نيروهاى جزء تركيب كنندهء ناكافى خود ، نيروى نامعلوم ديگرى را نيز قبول كنند تا برقرارى تعادل امكان

هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ج 4 ، ص 338 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ج 4 ، ص 338 . .
( 3 ) همان مأخذ ، ج 4 ، ص 338 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 108 | محمد تقي جعفري