3 - قلوه جايگاه شادى ، جگر ميدان بروز اندوه است .
4 - از همه بالاتر انديشه ، توهم ، الهامات ، اراده ، تصميم ، تداعى معانى ، تصورات ، تصديقات ، شك و ظن و يقين ، تجسيمات ، تجريد . . . و همه و همه اين نمودهاى غير مادى در ميدان ماده جلوه گر مىشوند ، با اين كه هيچ گونه سنخيتى ميان آنها و ماده وجود ندارد .
5 - احساس خوبى يا بدى بو به وسيلهء بينى .
6 - گفتار از زبان كه پارهء گوشت است .
7 - لهو و لذايذ نفسانى در نفس .
8 - شجاعت در قلب مادى .
اين نمودهاى غير مادى در قلمرو مادى بدون سنخيت و تجانس با يكديگر مرتبط بوده و تأثير متقابل با يكديگر دارند . بايد بدانيد كه اين تعلقها و ارتباطات در واقع بدون كيفيت نيستند ، ولى عقول جزئى ما از درك اين چگونگى ناتوان است .
روح كل با جانهاى جزئى ارتباط برقرار مىكند در نتيجه اين جانهاى جزئى نتايج گران بهايى از اين ارتباط مىگيرند ، همچنان كه حضرت مريمعليها السلام از راه گريبان مادى روح حضرت عيسى را تحويل گرفت . آن مسيحى كه مريمعليها السلام از ( جان كل ) گرفت موجود مادى نبود كه زائيده شدهء عناصر خاكى باشد ، بلكه آن مسيح بود كه از بعد و مساحت و ساير خصوصيات ماده برتر بود . به طور كلى هنگامى كه جان جزئى از جان جان بهره مىگيرد در حقيقت جهان ديگرى از اين بهره يى كه جان به دست آورده است به وجود مىآيد . همين جهان تولد يافته به نوبت خود جهان ديگرى را به وجود مىآورد ، به اين ترتيب حشر و بر انگيخته شدنهاى پى در پى است كه در عرصهء هستى صورت مىگيرد ، بلى هر لحظه قيامتى بر پا است ، اگر بخواهم در شرح اين قيامتها سخن بگويم تا روز رستاخيز هم اگر گفتگو كنم به جايى نخواهد رسيد .
اكنون كه به ناتوانى خود آگاه گشتم و در بيابان حيرت سر گردانم - از اعماق
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 595
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٩٥