تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 528

مساهمون:

ص٥٢٨
در حديث آمد كه تسبيح از ريا همچو سبزهء گولخن دان اى كيا حديثى به اين مضمون ديده نشد ، ولى در مذمت ريا آيات و روايات فراوانى وجود دارد .
( ( 1023 ) ) اين صدفهاى قوالب در جهان گر چه جمله زنده‌اند از بحر جان

حيات مواد از درياى جان سرچشمه مىگيرد

ممكن است مقصود جلال الدين از بيت فوق اين باشد كه هستى مواد ناشى از هستى جانها است ، زيرا ، مادهء جامد و ناخود آگاه شايستگى هدف آفرينش را ندارد ، بلكه چون بايستى در اين جهان جانهاى آگاه به وجود بيايند و به ثمر برسند و از طرف ديگر اين جانها به ميدان وسايل كار نيازمندند ، لذا هستى اين مواد براى هستى جانها است . احتمال ديگر اين كه جلال الدين مطلبى شبيه به نظريهء « مونادولوژى » را بيان مىدارد ، يعنى قبول مىكند كه اين ماده اگر چه در ظاهر و از نظر ما فاقد حيات است ولى چون مادهء فاقد حيات نمىتواند منشا حيات بوده باشد ، لذا بايستى همين ماده خود زنده فرض شود كه به فرض جهش امكان ناپذير گرفتار نشويم .