( ( 1029 ) ) از يك انديشه كه آيد در درون
صد جهان گردد به يك دم سر نگون
نيروى انديشه عالىتر از نيروى جهان جسمانى است
اين مطلب را مىتوان در سطوح مختلفى مطرح ساخت ، از آن جمله :
1 - انديشه ظريفتر و با نفوذتر از جسمانيات است ، لذا واحدهايى را كه مىتوان در رشتهء انديشه مورد بهره بردارى قرار داد ، وسيعتر و متنوعتر از جرياناتى است كه در جهان جسمانيات ديده مىشود .
2 - اثرى كه از انديشه نمودار مىگردد ، از نظر كميت و كيفيت تابع عامل خود نمىباشد ، مثلا ممكن است يك فكر بسيار با ارزش در چند لحظه بروز نموده ، هويت آن فكر از نظر طبيعى و عواملى كه آن را به وجود آورده است ناچيز بنمايد ، ولى اثر همان فكر تحولات و انقلابات علمى و اجتماعى و اقتصادى و اخلاقى كلانى را به وجود بياورد .
3 - بدون ترديد براى اين كه مغز يك نابغه به فعاليت افتاده مطلب تازهاى را كشف كند ، بايستى در مقدمات آن مطلب بكوشد ، اما ميان آن مقدمات و مطلب تازهاى كه مىخواهد در مغز نابغه به ظهور برسد در لحظات نهايى رابطه بريده مىشود ، به اين معنى كه قضاياى روشنى كه مغز متفكر در آنها مىانديشيد تا يك مجهول را كشف كند تا سر حد اكتشاف بدرقهء راه انديشهء انسانى است ، اما در آن لحظات كه مىخواهد آن مجهول به صحنهء كشف و شهود گام بگذارد ، آن مقدمات گويى در كنار ايستاده است ، در صورتى كه در جريان جهان مادى تمام پديده ها در هر مرحلهء مربوط با يكديگر پيوستگى دارند .
با ملاحظهء اين تفاوتها ميان انديشه و جريانات جهان مادى به اضافه تفاوتهاى