و نيز در روايات معتبر وارد شده است كه :
« الكاد فى سبيل عياله كالمجاهد فى سبيل الله » .
( كسى كه در راه معاش خاندانش مىكوشد مانند كسى است كه در راه خدا مجاهدت مىكند ) .
از طرف ديگر آيات فراوانى با بيانات گوناگون سعى و كوشش را ترويج كرده حتى در بعضى از آيات مىگويد :
« و ان ليس للانسان الا ما سعى » .
( براى انسان غير از سعى و كوشش چيزى وجود ندارد ) .
در آيهء ديگر مىفرمايد :
« يا ايها الانسان انك كادح الى ربك كدحا فملاقيه » .
( اى انسان تو در حال كوشش رو به ملاقات خداوندى مىروى ) .
اين بيان در بارهء كار و كوشش از نظر اخلاق و حقوق و اجتماع انسانى است كه اساسىترين عامل زندگانى معرفى مىشود .
جلال الدين در ابيات مورد تفسير مسئلهء ديگرى را در بارهء كار مطرح كرده است كه با مقصود كلى او در ابيات مربوطه تطبيق مىشود .
جلال الدين جريان هستى را از عرض به جوهر و از جوهر به عرض بيان نموده ، سپس وارد اين مسئله مىشود كه چون اعراض مىتوانند جوهرها را نمودار بسازند . به وجود آمدن يا كشف شدن جوهر و اسرار نهانى انسانى وابسته به مقدار كارى است كه مىخواهد انجام بدهد . به عبارت ديگر از آن جهت كه تعاقب اعراض و جواهر در جويبار حركت انجام مىگيرد ، بنا بر اين براى ايجاد يا پرده برداشتن از روى اسرار و جوهر انسانى كار و كوشش ضرورت دارد .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 512
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥١٢