تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 511

مساهمون:

ص٥١١
( ( 997 ) ) اين تقاضاهاى كار از بهر آن شد موكَّل تا شود سرّت عيان

كار كنيد تا اسرار نهانى شما پديدار گردد

اشخاص در بارهء كار و كوشش نظريات مختلف دارند ، اين نظريات مختلف از پستترين نقطه تا عالىترين ايده در بارهء كار كشيده مىشود . گروهى از مردم در تاريخ باستانى بشر در بارهء كار بدترين نظريه را داشتند و آن را عيب و پستى مىشمردند ، حتى تا قرون اخيره قيافهء كار آن چنان زشت بود كه كارگران و كوشندگان جوامع ، پستترين خدمتگزاران بشريت معرفى مىگشتند . در خارج از قلمرو مكتبى اسلام تنها در قرنهاى اخير است كه ما براى كار و كارگر در هر شكلى كه باشد ارزش انسانى مىبينيم ، در صورتى كه اسلام از همان اوايل ظهور براى كار آن چنان ارزش قائل بود كه آن را جزء عبادتها قرار داده و تا يك پديدهء مقدس مقام كار را بالا برده است . امير المؤمنين عليه السلام روزى مىبيند كه يك پير مرد نابينا از مردم سؤال مىكند و از آنها كمك معاش مىخواهد . آن حضرت رو به اطرافيان خود كرده مىپرسد : « اين چه كارى است ؟ » پاسخ مىدهند : مردى مسيحى است كه گدايى مىكند . حضرت با حالت بر آشفتگى مىگويد : « شگفت انگيز است كار شما جوانى اين مرد در كار و كوشش گذشته اكنون كه پير شده است او را از زندگانى محروم كرده‌ايد ؟ از بيت المال به او مقررى بدهيد . » ( 1 )
هامش
( 1 ) مر شيخ مكفوف يسئل ، فقال امير المؤمنين عليه السلام ما هذا ؟ قيل يا امير المؤمنين رجل نصرانى . قال سبحان الله استعملتموه فاذا كبر و عجز منعتموه ؟ انفقوا عليه من بيت المال - وسائل الشيعة - الجهاد . .