تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
هدف مطلق بوده ، انگيزهء خلقت همين عقل كل مىباشد . پس در حقيقت عقل كل است كه به انگيزگى آن خداوند هستى را تحقق بخشيده است . جلال الدين مىگويد :
اين جهان يك فكرت است از عقل كل عقل چون شاه است و صورتها رسل
مقصود از ( فكرت ) در بيت فوق انديشه به اصطلاح منطقى نيست ، بلكه معنايى است كه با كلمهء ( ايدهء ) امروزى تعبير مىشود ، ابيات مربوط كاملًا با فلسفهء هگل تطبيق مىشود و چنان كه در مبحث فوق گفتيم : در حقيقت انگيزه و غايت نهايى دستگاه هستى عقل كل خواهد بود . بسيار بعيد به نظر مىرسد كه مقصود جلال الدين از عقل كل در اين ابيات و امثال آنها عقل به اصطلاح بعضى از مكتبهاى فلسفى گذشته باشد كه براى تصور سنخيت ميان خالق و مخلوق ، مىگفتند : اولين موجودى كه از خدا صادر شده است : عقل اول ، سپس عقل دوم و فلك اول . . . تا عقل دهم كه عقل فعال مىباشد .
( ( 982 ) ) اين عرض با جوهر آن بيضه است و طير اين از آن و آن از اين زايد بسير

عرض و جوهر با روش تعاقبى روبناى هستى را تشكيل مىدهند

با نظر به بررسىهاى دقيق در دو مسئلهء با اهميت ( مادهء مطلق ) و ( علت و معلول ) با يك مطلب شگفت انگيزى روبه رو مىشويم و آن اين است كه اگر كمى با دقت كافى در جريان موجودات خارجى بنگريم ، خواهيم ديد كه : تصور يك ( مادهء كلى ) براى جهان هستى كه زير بناى جرمهاى فيزيكى و نمودها و اشكال آنها بوده باشد يك تصور ابهام انگيزى بيش نيست ، زيرا - هر چه كه در جرمها و نمودها و اشكال ماده بيشتر تحليل و تجزيه نماييم ، خواهيم ديد : در سر راه مشاهدات
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 507 | محمد تقي جعفري