تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧

« . . . وَمِنَ اَلْجِنِّ مَنْ يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْه بِإِذْنِ رَبِّه 34 : 12 . . . » ( 1 ) ( و از « اجنه » در مقابل او باذن خداوندى كار مىكردند ) . « اِذْهَبُوا بِقَمِيصِي هذا فَأَلْقُوه عَلى وَجْه أَبِي يَأْتِ بَصِيراً . وَأْتُونِي بِأَهْلِكُمْ أَجْمَعِينَ . وَلَمَّا فَصَلَتِ اَلْعِيرُ قالَ أَبُوهُمْ إِنِّي لأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ لَوْ لا أَنْ تُفَنِّدُونِ . قالُوا تَا لله إِنَّكَ لَفِي ضَلالِكَ اَلْقَدِيمِ . فَلَمَّا أَنْ جاءَ اَلْبَشِيرُ أَلْقاه عَلى وَجْهِه فَارْتَدَّ بَصِيراً . » 12 : 93 - 96 ( 2 ) ( يوسف عليه السلام گفت : اين پيراهن مرا ببريد و به صورت پدرم بيندازيد بينايى خود را باز خواهد يافت ، آن گاه همهء خاندانتان را پيش من بياوريد ، هنگامى كه قافلهء مصر را در پشت سر گذاشته و به پدر خود رسيدند ، پدرشان گفت من بوى يوسف را دريابم اگر مرا به سفاهت متهم نسازيد . آنان گفتند : سوگند به خدا تو به همان گمراهى گذشته ات پايدارى هنگامى كه بشارت آورنده پيراهن را آورده به صورت يعقوب عليه السلام انداخت ، يعقوب بينايى خود را باز يافت ) . « إِذْ قالَ يُوسُفُ لأَبِيه يا أَبَتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَاَلشَّمْسَ وَاَلْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ . » 12 : 4 ( 3 ) ( هنگامى كه يوسف عليه السلام به پدرش گفت : اى پدرم [ در خواب ] ديدم كه يازده ستاره و آفتاب و ماه در مقابل من در حال سجده‌اند ) . « وَأَلْقِ ما فِي يَمِينِكَ تَلْقَفْ ما صَنَعُوا إِنَّما صَنَعُوا كَيْدُ ساحِرٍ وَلا يُفْلِحُ اَلسَّاحِرُ حَيْثُ أَتى . » 20 : 69 ( 4 ) ( « به موسى گفتيم » آن چه كه در دست راست تو است بينداز ، آن چه را كه آنها كرده‌اند به سرعت خواهد گرفت ، كارى كه آنها كرده‌اند حيله گرى ساحرانه است ، ساحر هر كارى كند رستگار نخواهد گشت . )

هامش
( 1 ) سوره سباء ، آيهء 12 . .
( 2 ) سوره يوسف ، آيهء 93 تا 96 . .
( 3 ) سوره يوسف ، آيهء 4 . .
( 4 ) سوره طه ، آيهء 69 . .