آيه
« يَكادُ سَنا بَرْقِه يَذْهَبُ بِالأَبْصارِ . » 24 : 43 ( 1 ) ( از تراكم و اصطكاك آن ابرها برقى توليد مىشود كه نزديك است روشنايى ديده ها را مختل بسازد ) . « قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَسَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ . » 21 : 69 ( 2 ) ( گفتيم : اى آتش خنك و سالم باش به ابراهيم ) « فَلَمَّا بَلَغَ مَعَه اَلسَّعْيَ قالَ يا بُنَيَّ إِنِّي أَرى فِي اَلْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ ما ذا تَرى ، قالَ يا أَبَتِ اِفْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ الله مِنَ اَلصَّابِرِينَ . فَلَمَّا أَسْلَما وَتَلَّه لِلْجَبِينِ . وَنادَيْناه أَنْ يا إِبْراهِيمُ . قَدْ صَدَّقْتَ اَلرُّؤْيا إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي اَلْمُحْسِنِينَ . إِنَّ هذا لَهُوَ اَلْبَلاءُ اَلْمُبِينُ . » 37 : 102 - 106 ( 3 ) ( هنگامى كه اسماعيل عليه السلام به حد كوشش در بارهء پدرش ( ابراهيم عليه السلام ) رسيد ، ابراهيم گفت : فرزندم ، در عالم رويا مىبينم كه تو را قربانى مىكنم ، تو چه نظر دارى ؟ گفت اى پدرم ، به هر چه كه دستور داده شدهاى عمل فرما ، بخواست خداوندى مرا از بردباران خواهى يافت . هنگامى كه پدر و پسر خود را به خدا تسليم نمودند ، ابراهيم اسماعيل را به رو خوابانيد [ و آمادهء كشتن فرزند شد ] به ابراهيم ندا كرده گفتيم : دستورى كه در رويا به تو داديم عمل كردى [ در صدد قطعى عمل بر آمدى ] ما بدينسان نيكو كاران را پاداش خواهيم داد . البته اين بود آزمايش آشكار ) . « وَلَقَدْ آتَيْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلًا يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَه وَاَلطَّيْرَ وَأَلَنَّا لَه اَلْحَدِيدَ . » 34 : 10 ( 4 ) ( ما به داود فضل و احسان كرديم ، به كوه ها گفتيم : با داود به تسبيح بپردازيد ، و همچنين به پرنده ها همچنين خطابى كرديم : اى كوه ها با پرنده ها همراه داود سير كنيد و آهن را به او نرم ساختيم . )