آيه
« من جاء بالحسنة فله عشر امثالها . . . » ( 1 ) ( هر كس حسنهاى بياورد [ كار نيكويى انجام بدهد ] ده برابر آن را خواهد داشت ) .
( ( 881 ) ) هر كسى گر عيب خود ديدى ز پيش
كى بدى فارغ وى از اصلاح خويش
چون زندگى شما در عيب جويى ديگران مىگذرد در اصلاح خويشتن نمىتوانيد گامى برداريد
آرى اگر بنا شود هر كسى عيب خويشتن را پيدا كند و در اصلاح آن بكوشد ، فراغتى براى كسى نمىماند .
اگر چه اين مطلب در ظاهر مبالغه آميز به نظر مىرسد ، ولى مىتوان با كمى دقت تصديق كرد كه اين يك مسئله صحيح و واقعى است ، مقصود از عيب مطلق نقاط منفى نيست تا گمان كنيم كه انسان هر اندازه هم داراى عيب بوده باشد بالاخره عيوب انسانى نهايتى دارد و چنان نيست كه يك عمر انسان را براى اصلاح آنها به خود مشغول بدارد مخصوصاً با در نظر گرفتن اين كه توبه و ندامت حقيقى گاهى تمام گناهان و عيوب انسانى را از بين مىبرد ، بعضى از لحظات در زندگانى انسان وجود دارد كه مىتواند تمام سر نوشت آدمى را دگرگون بسازد ، از منفى به مثبت يا از مثبت به منفى ، بلكه مقصود آن نقص وجودى انسانى است كه مادامى كه در سر راه بىنهايت در حركت است وجود
هامش
( 1 ) الانعام آيهء 160 - شايد روايتى مطابق مضمون آيهء فوق از پيغمبر نقل شده باشد و احتمال مىرود كه مقصودش « من ايقن بالخلف جاد بالعطية » باشد كه از پيغمبر و امير المؤمنين ( شرح نهج البلاغه ) ابن ابى الحديد ج 4 ص 38 ) نقل شده و معنايش اين است كه هر كس يقين به پاداش كند در بخشش مضايقه نمىكند ) و عدد ده را جلال الدين با نظر به آيه گفته است . .