او را فرا گرفته است و شايد معناى جملاتى كه پيامبران و اولياء الله همواره در مقام نيايش مىگفتند و در آن جملات به نقص و عيب خود اعتراف مىكردند - همين نكته باشد كه متذكر شديم و الا پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله يا امير المؤمنين و ساير ائمه عليهم السلام كى و در كجا معصيتى كرده بودند يا داراى كدامين عيب بودند كه همواره در نيايش خود از نقايص و عيوب خويشتن فرياد مىزدند ؟
( ( 883 ) ) من نبينم روى خود را اى شمن
من ببينم روى تو تو روى من
بگذاريد ديگران وضع روانى شما را باز گو كنند
يكى از پيچيده ترين مسائل روانى ما همين نكته است كه جلال الدين متذكر شده است . او مىگويد : انسان نمىتواند روى ( موجوديت روانى ) خود را به بيند ، بلكه كس ديگرى بايستى روى او را درك كند و توضيح بدهد .
مقدمةً بايد بدانيم كه مقصود از ( روى ) صورت ظاهرى ما نيست كه مىتوانيم آن را در آيينه و در هر جسم شفافى مشاهده كنيم ، اين ( روى ) عبارت است از شئون ثابت و متغير روانى ما .
به سه دليل ما نمىتوانيم از عهدهء توجه به واقعيت نظم و چگونگى فعاليتهاى روحى خود بر آييم :
دليل اول - اين است كه رنگى كه براى خود يا من پذيرفتهايم ، اين رنگ مانند يك پوست ضخم من را پوشانيده است ، هر فعاليت و حركتى كه بخواهيم انجام بدهيم با روانى انجام خواهيم داد كه داراى رنگ مزبور است . بسيار دشوار است كه رنگى را كه براى خود انتخاب كردهايم بتوانيم از سطح روانى خود پاك كنيم ، لذا اگر بخواهيم خويشتن را مورد نظاره قرار بدهيم و عيب و كمال خود را تشخيص بدهيم ، مجبوريم با آن خود اين كار را بكنيم كه رنگ مخصوصى به خود گرفته است ، به همين