مسئله يكم - آيا تحصيل يقين در بارهء شناسايىها و حركات زندگانى امكان پذير است ؟
اين مسئلهء كلى به دو مسئلهء جزئى تجزيه گشته هر يك به بررسى مستقل و جداگانهاى نيازمند است :
1 - موضوعات و قضاياى جزئى كه براى انسانها مطرح مىشود . مسلم است كه در اين قلمرو با در نظر گرفتن حدود و شرايط موضوع و قضيه مىتوانيم پديدهء يقين را تحصيل كنيم .
هنگامى كه مىگوييم : ( دانش يك حقيقت مفيد است . ) اگر اين قضيه را در حدود و شرايط خود منظور كنيم ، خواهيم ديد كاملًا يقينى بوده و در آن حدود و شرايط حتى احتمال يك در ميليارد مخالف هم وجود ندارد . به اين توضيح :
انسان علم را مىخواهد .
انسان با علم مىتواند حقايق و واقعياتى را به دست بياورد .
حقايق و واقعيات مكشوفه سبب به دست آمدن آرمانهاى مادى و معنوى او مىشود . موضوع يا قضيهاى را كه براى دانستن مطرح ساخته است در حدود نسبى و شرايط معين قابل انكشاف يقينى مىباشد .
ملاحظه مىشود كه به دست آمدن يقين در بارهء قضيهء ( دانش يك حقيقت مفيد است ) كاملًا امكان پذير مىباشد .
اما اگر براى قضيهء فوق حدود و شرايطى قائل نشويم و آن را به طور مطلق مطرح كرده و توقع به دست آوردن يقين در بارهء آن داشته باشيم مسئله بغرنج مىگردد .
آيا دانستن ( كه حتما به موضوعات و قضاياى معينهاى متعلق خواهد گشت ) مىتواند به طور مطلق مفيد باشد ، يا اين كه ممكن است در موردى بهره بردارى شود كه به ضرر ديگران است ؟ يا دانستن باعث شود كه شخص به جهت غرورى كه از آن دانستن پيدا كرده است پيرامون عمل نگردد ، پس ما مىتوانيم به قضيهء فوق ( دانش يك حقيقت مفيد