تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
( ( 841 ) ) تا نگردد نيكويى ما بدى اين كه گفتم هم نبد جز بىخودى ( ( 842 ) ) پاى كژ را كفش كژ بهتر بود مر گدا را دستگه بر در بود

آيه

« وَما ظَلَمُونا وَلكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ . » 2 : 57 ( 1 ) ( آنان به ما ظلم نكردند بلكه به خويشتن ستم روا داشتند . )

روايت

« عن النَّبىّ صلى الله عليه و آله ان اكمل المؤمنين ايمانا احسنهم خلقا . » ( 2 ) ( كاملترين مردم از نظر ايمان كسى است كه اخلاق او نيكوتر بوده باشد . )

( ( 783 ) ) پس بكش آن را كه بهر آن دنى هر دمى قصد عزيزى مىكنى

به اتلاق را ريشه كن كنيد و الا تمام زندگانى شما در راه كشتن پشه هاى مالاريا مستهلك خواهد گشت

در ايجاد هر معلولى سه حقيقت نقش اساسى دارد : اول - عامل مقتضى . دوم - عامل شرايط . سوم - منتفى شدن مانع . البته ممكن است سه حقيقت را با اصطلاحات ديگر نيز بيان نمود ، ولى مقصود روشن است به توضيح اين كه : هنگامى كه آتشى ايجاد مىگردد در حقيقت ماده‌اى براى سوزاندن وجود دارد
هامش
( 1 ) سوره البقرة ، آيهء 57 . .
( 2 ) سفينة البحار ، ج 1 ص 410 . .