همچنين شيوع فساد و فحشاء و دروغ و حقه بازى و زور گويى كاموران ، ريشه هاى عميقتر از آن دارد كه با چند قطعه شعر و مقاله و چند جلد كتاب بتوانيم در آنها نفوذ كرده و آنها را بخشكانيم .
براى توضيح بيشتر در بارهء اين مسئلهء حساس به بيان عوامل مقتضى و شرايط نمودهاى معلول نيازمنديم ، دقت بفرماييد :
هيچ جاى ترديد نيست كه چنان كه معلولات جهان طبيعى و انسانى به علل و انگيزه هاى خود وابسته مىباشد ، همچنان در يك ارتباط عمومى كه در دو قلمرو انسان و طبيعت حكمفرما است تمام نمودها با واسطه يا بدون واسطه به يكديگر مربوط مىباشند . بنا بر اين هنگامى كه مىبينيم يك علت يا يك نمود منشأ فساد و ناراحتىها است ، اگر به اين قناعت بورزيم كه تنها شرايط معين به فعليت رسيدن آن علت يا نمودى را كه فساد از آن ناشى مىگردد از بين ببريم .
اولًا منحصر ساختن فعليت يك معلول فاسد يا منحصر نمودن يك نمود فاسد به نمود فاسد ديگرى ناشى از ساده لوحى و بىاطلاعى ما از جريان هستى است ، مثلًا اگر بخواهيم حرارت غير عادى بدن يك فرد را از بين ببريم ، براى اين كار كافى نيست كه ما او را در يك اطاق خنك بنشانيم ، يا از آفتاب به هر وسيله كه باشد او را دور بسازيم ، چون حرارت و به فعليت رسيدن آن منحصر به گرماى آفتاب نيست ، زيرا تب هم به بدن انسان حرارتى مىآورد ، يا تقلاى زياد و تماس دادن عضو و ماليدن آن مثلًا به پشم ايجاد حرارت مىكند ، لذا كافى نيست كه ما براى از بين بردن حرارت بدن تنها از آفتاب دور شويم . پس بايستى علل واقعى حوادث را بررسى كنيم .
كيست كه بگويد اگر افراد انسانى و جوامع اين قانون منطقى را كه گفتيم مراعات مىكرد باز در همين تاريخ ننگ بار و پر از ناملايمات غوطه مىخورد ؟ مىتوان از روى يقين گفت : اگر روزى فرا رسد كه جوامع و پيش تازان آنها مخصوصاً رهبران فكرى كه قواى اجرايى روى آنها محاسبهاى مىكنند ، در بارهء اين اصل تأمل و دقت بيشترى نموده و در پياده ساختن روش منطقى مزبور كوشش مخلصانه داشته باشند آن وقت
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 398
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٩٨