تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
4 - مطيع بودن به دستورات الهى . ترسى كه ما از تقليد و پيروى كورانه داريم ، تنها نبودن همين شرايط چهارگانه است كه با بودن آنها ترس بر طرف خواهد شد ، زيرا - اگر فرض كرديم كه مردى كه در بارهء موضوعى مورد پيروى قرار مىگيرد عالم است و به اضافهء علم به موضوع مفروض ، از بهره بردارى ناروا از علم خود نيز خويشتن دارى مىكند و با هوى و هوسهاى نفسانى خويش مخالفت مىورزد و از دستورات الهى در همه احوال اطاعت دارد . چنين شخصى بدون ترديد تمام افراد انسانى را مانند جزئى از خود خواهد دانست و روشن است كه هيچ انسانى به خويشتن خيانت نمىكند ، او مقدار دانايى خود را ارزيابى نموده مطابق آن ارزيابى پيشوايى در موضوعات معلومهء خود را خواهد پذيرفت . در عين حال كه پيش تاز است خود را براى خويش به هيچ عنوان به طور مغرور كننده مطرح نخواهد ساخت و كوشش خواهد كرد كه پيش روى او براى افراد جوامع جنبهء آموزگارى به خود بگيرد ، يعنى تا مىتواند سطح تعليم و تربيت آنان را بالا ببرد ، تا تدريجاً از ربقهء تقليد بيرون روند . جريان امور انسانها به طورى است كه افراد انسانى تا آخر زندگانى در اغلب موضوعاتى كه از قلمرو زندگانى آنها بيرون است بيرون خواهند ماند ، اما اين نكته هست كه مربيان فكرى مىتوانند افراد انسانى را آن چنان روشن بسازند و آن چنان در آنها اطمينان به وجود بياورند كه آنان همواره خود را صاحب نظر بدانند يعنى با موضوعات تقليدى همان رابطه را داشته باشند كه با مسائل مورد درك خودشان .