( ( 567 ) ) عكس كاوّل زد تو آن تقليد دان
چون پياپى شد شود تحقيق آن
انعكاس ابتدايى حقايق تقليد است ، ولى با تكرار و دقت لازم و كافى به تحقيق مبدل مىگردد
قضيهاى كه براى اولين بار خود را به انسان مىنماياند و انسان در بارهء آن قضيه و واحدهاى تشكيل دهندهء آن اطلاع و آگاهى ندارد - اگر آن قضيه را با همان انعكاس اولى در ذهن بپذيرد ، بدون ترديد از روى تقليد خواهد بود . اين مطلب كاملًا صحيح است ، ولى چند مسئله در اين جا وجود دارد كه بايستى به طور اختصار آنها را متذكر شويم :
مسئلهء اول - بيت فوق از نظر لفظى مقصود جلال الدين را كاملًا نمىرساند ، زيرا - او مىخواهد مضمونى را بگويد كه به طور اجمال ما بيان كرديم ، در صورتى كه ظاهر بيت فوق مىگويد : خود انعكاس ابتدايى تقليد است . بنا به مطلبى كه گفتيم خود انعكاس تقليد نيست ، بلكه انعكاس آن حالت بازتاب قضيه و صورت گرفتن آن است در ذهن انسانى و تقليد پس از پذيرفتن يك قضيه صورت مىگيرد . براى توضيح اين ، مسئلهء دوم را مطرح مىكنيم .
مسئلهء دوم - معناى تقليد و پيروى ، پذيرفتن گفتار يا كردار ديگرى است بدون دليل تفصيلى .
چنان كه معلوم است پذيرفتن از مقوله تصديق است و مادامى كه تصديق صورت نگرفته است نمىتوان گفت : آن شخص پيروى مىكند ، مگر اين كه بگوييم : مقولهء تقليد آن چنان ضعيف و ناچيز است كه گويى در تقليد كننده اصل توانايى تصديق و عدم تصديق وجود ندارد ، بلكه او مانند آينه آن چه را كه از طرف تقليد خود در پيش رو مىبيند در درون خود آن چنان منعكس مىسازد كه گويى آن را درمىيابد ، دريافتنى