بيگانه از قلمرو انديشهء خويش ديده و بدون تحقيق و از روى ذوق شخصى خود چيزها گفتند .
در نتيجه اين اصل را از روى ناخود آگاه در جوامع بشرى سرازير كردند كه آرى ، يك فيزيك دان هم مىتواند مثلًا در مسائل اقتصادى اظهار نظر كند .
اين اصل مصنوعى بدون كوچكترين تأمل در صحت يا فساد آن به مشرق زمين ما هم سرازير شد ، مخصوصاً به وسيله آنان كه آزادى محاسبه نشدهء خود را در نقاط مغرب زمين بهتر اشباع مىكردند .
اكنون نتيجهاى كه از اين جريانات نصيب مشرق زمينىها گشته است اين است كه نشسته و دور هم حلقه زده مشغول خواندن تصنيف : « خر برفت و خر برفت و خر برفت « هستند و متوجه نيستند كه خر كه بوده است كه فروخته شده است ؟ خر را كه فروخته است ؟ و براى چه فروخته است و همين گفتهء خود او هم پردهء تاريكى بر روى حقايق مىباشد .
( ( 564 ) ) خاصه تقليد چنين بىحاصلان
كآبرو را ريختند از بهر نان
اگر بخواهيد تقليد كنيد از كسانى تقليد كنيد كه حقايق را بدانند و از هوى و هوس دور باشند
ضررها و مفاسد از نظر كيفيت و كميت بستگى به دو موضوع دارد :
اول - موضوعى كه مورد تقليد است .
دوم - شخصى كه طرف تقليد قرار مىگيرد .
هر چه كه موضوع تقليد آشكارتر و قابل بررسى بيشترى با عقل و وجدان انسانى بوده باشد ، تقليد در آن موضوع زشت و ضررش بيشتر خواهد گشت ، زيرا - هنگامى كه