همهء افراد انسانى و با هر گونه وسيلهاى كه مىخواهند در اين هستى چيزى را درك كنند وجود دارد ، زيرا - در هر حال و در هر گونه شرايط بالاخره اين انسان است كه با حواس خود با دنيا تماس مىگيرد و وسايل هم انعكاس طبيعى خود را در مقابل نمودها نشان مىدهند ، تا انسان با همين وضع حواس و ذهنى كه دارد مشغول درك جهان است - براى هميشه پنكهء در حال حركت سريع را دايره خواهد ديد ، با اين كه دايرهاى وجود ندارد ، بلكه سه شاخهاى است كه به جهت حركت سريع دايره مىنمايد و . . . . همچنين هنگامى كه گرما سنج در يك شمارهء معين قرار دادى مىخواهد درجهء حرارت را نشان بدهد در حقيقت خاصيت بازتابى خود را در موقع تماس با حرارت نمودار مىسازد 2 - نسبيت شخصى - ممكن است اين يك اصطلاح كاملًا صحيح نباشد ، ولى مقصود و هدف ما بدين قرار است كه توضيح مىدهيم :
ما به اضافهء بازيگرىهاى رسمى و قانونى كه در درك جهان هستى داريم ، اشتباهات و خطاهايى هم داريم كه در امتداد قرون و اعصار همواره گريبان گير ما بوده و پس از اين هم دست از گريبان ما بر نخواهد داشت . درست است كه از نظر ديگران اشتباه و خطا خلاف واقع است ، اما از نظر خود اشتباه كننده مادامى كه توجه ثانوى و صحيح به او دست نداده است حقيقت تلقى خواهد گشت .
پس از اين بيانات مختصر در بارهء حقيقت و واقعيت بر مىگرديم به توضيح مضمونى كه جلال الدين در بيت خود اشاره كرده و گفته است :
طعمه بنموده به ما و ان بوده شست آن چنان بنما به ما آن را كه هست آيا جلال الدين در اين بيت دعاى غير قابل استجابت مىكند كه مىگويد : واقعيات را براى ما آن چنان نشان بده كه آن را حقيقتاً درك كنيم ؟ آيا جلال الدين مىخواهد بگويد : بازىگرى ما را از ما بگير ، تا ما بتوانيم با خود واقعيات مستقيماً تماس بگيريم ؟ ممكن است بگوييم : مقصود جلال الدين از اين كه مىگويد : « آن چنان بنما به ما
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 279
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٧٩