براى آن كه ميان حقيقت و واقعيت تفكيك انداخته و تمايز ميان آن دو را روشنتر درك كنيم ، مجبوريم در اين مورد يك تقسيم ديگر در بارهء موضوع خارجى متذكر شويم . اين تقسيم عبارت است از پديده و واقع .
تمايز پديده و واقع به خلاف آن چه كه افكار معمولى گمان مىبرند ، اساسى و مربوط به ذات آن دو نيست و جدايى ميان اين دو ( پديده و موضوع ) مانند جدايى ميان حالت خارجى و ذهنى يك موضوع نمىباشد ، زيرا - آتش كه در خارج مىسوزاند و مىسوزد و خاكستر مىشود ، با آتشى كه در ذهن نمىسوزد و نمىسوزاند خيلى متفاوت است ، در صورتى كه پديده خود يكى از شئون واقعى يا حقيقتى همان موضوع است كه در موقعيت معينى براى انسان مطرح شده است . يك فرد از انسان در حال خنده را در نظر بگيريم : انسان خندان پديدهاى است كه در يك موضوع يعنى انسان بروز كرده است ، اما در عين حال خود يكى از شئون و نمودهاى موضوع ( انسان ) است كه در مقابل حواس من مطرح شده است ، در صورتى كه صورت ذهنى آتش يكى از شئون آتش خارجى نيست .
تفاوت مهمى كه ميان اين دو وجود دارد اين است كه ما غالباً پديده را در زمان حاضر مورد درك و با موقعيتى كه وضع ما اقتضا مىكند قرار مىدهيم و با آن به نحوى از انحاء تماس مىگيريم ، در صورتى كه واقعيت همان پديده در گذشته و آينده و حال حاضر گسترده شده است و همان واقعيت گسترده بوده است كه به ضميمهء عوامل ديگر پديده فعلى را به وجود آورده و مجموعهء واقع و پديده را به عنوان يك موضوع براى من بر نهاده است .
براى توضيح بيشتر در اين مسئله بايستى مراحل سه گانهاى را كه ذات يا به اصطلاح روشنتر ذهن ما در بارهء يك موضوع واقعى عبور مىكند ، مطرح كنيم . براى اين كه موقعيت فعلى ما در مقابل يك موضوع به وضع مخصوصى در آيد ، سه مرحله لازم است .
مراحل سه گانهاى كه موضوع از آنها عبور مىكند
1 - مرحلهء ابتدايى
- عبارت است از پذيرفتن واقعيتى كه پيش از درك و تماس من با موضوع و بعد از آن نيز وجود دارد . پذيرش اين واقعيت را به طور يك اصل بديهى