تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
بسته است ، ولى هنگامى كه با دقت بيشترى در وى نظر مىكنيم و مىبينيم آن سخن از روى تقليد گفته شده است يا از روى هوى و هوس بوده است ، احساس مىكنيم كه سخنان آن شخص هيچ پايه‌اى ندارد و براى خود او آن چنان كه براى ديگران مطرح است تلقى نشده است . در بعضى از روايات هم وارد شده است كه : « رب حامل رواية لمن هو افقه منه » . ( بسيارند كسانى كه روايتى را به كسانى نقل مىكنند كه آنان از خود نقل كنندهء روايت داناتر مىباشند ) . و به عبارت آسانتر آنها مو مىبينند و ديگران پيچش مو را . در اين باره جلال الدين در ابيات ذيل با تشبيهى عالى مىگويد :
همچو جوى است او نه آبى مىخورد آب ازو بر آب خواران بگذرد آب در جو ز ان نمىگيرد قرار ز انكه آن جو نيست تشنه و آب خوار ( ( 492 ) ) نوحه گر گويد حديث سوزناك ليك كو سوز دل و دامان چاك

نوحه گران حرفه‌اى زياداند ، ولى كو سوز دل واقعى ؟

در طول تاريخ اگر يك محاسبهء دقيقى انجام بگيرد شايد به اين نتيجه برسيم كه نوحه سرايان بشريت افراد بىشمارى بوده‌اند ، آنان با بيانات و فعاليتهاى گوناگون داد از ستمگرىها بلند كردند و فريادها زدند ، گويى همهء فرزندان آدم اولاد محبوب آنان بوده‌اند . اينان به چند گروه مهم تقسيم مىگردند : گروه اول - به جهت بىاطلاعى از آن چه كه در تاريخ بشريت انجام گرفته همواره گريه و ناله سر داده و مىگفتند : بشريت هميشه در سقوط بوده و هرگز روى
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 282 | محمد تقي جعفري